ما دوباره برگشتيم

  • با سلام دوستان سبز انديشم بعد حدود 8 ماه دوباره برگشتيم اين بار با آدرس جديد.ادرس قبلي رو يادتونه كه فيلترش كردند

درود بر تمامی آزادی خواهان ایران

این وبلاگ به تمامی عقاید احترام میگذارد
امام حسین کجایی یزید دوباره آمد به نام دین واسلام هزار سر به دار زد

۱۳۸۹ بهمن ۱۶, شنبه

آقاي اوباما حمايت از مردم ايران دخالت است اما از مردم مصر...



اين متن رو دارم مينويسم به ياد اون روزهايي كه همين اقاي اوباما ميگفتن كه ما از مردم ايران حمايت ميكنيم اما دخالت نميكنيم در امور ايران فقط كلامي ميگيم به مردم ايران دمتون گرم

اما حالا در مصر علاوه بر اينكه حمايت ميكنند بلكه از ارتششون هم يك نفر رو ميفرستن وحمايت همه جوره ميكنن از حركت مردم مصر

حال اينجا سوالي واسم پيش مياد كه بابا چه جورياست كه حركت ما هيچ حامي خارجي نداره كه چه خوب هم نداره ولي مصر پر از حامي

ياد انقلاب 57 ميوفتم كه چه حمايت هايي ميشد واسه انقلاب اسلامي

راستي بي بي سي فارسي جالبه اخبارش مصر رو از ايران بيشتر پوشش ميده.ايران اگر 2 ميليون ميومدن بيرون بي بي سي ميگفت حضور 500 هزار تا الان كه تو مصر تو ميدان تحرير كلا چند هزار نفر جا ميگيرين آقايون ميگن حضور چند صد هزار نفري

حركت مردم مصر واسم خيلي محترمه ودمشون هم گرم ولي حركت رسانه ها ودولت هاي خارجي واسم عجيبه

ما مردم ايران فقط همديگرو داريم پس واسه مملكتمون بهتره پاشيم اينبار اصولي ومنطقي

۱۳۸۹ بهمن ۱۱, دوشنبه

حسرت مصر را نميخوريم براي ايرانمان به پا خواهيم خواست

تو اين چند روز خيلي اخبار رو خوندم از مصر خيلي اخبار رو ديدم بچه هاي سبز لينك گذاشتن تو بالاترينو خيلي جاهاي ديگه


يك سوال دارم از تك تك شماها آيا بهتر نيست به جاي اين همه لينك از مصر گذاشتن همه باهم راهكار بديم براي يك دوره تجمع يا اعتصاب يا هر چيز ديگه؟

تا كي بشينيم حسرت مصر تونس رو بخوريم تا كي حسرت اونا رو بخوريم؟

مگه ما ايراني ينستيم مگه از نسل بابك خرمدين نيستيم؟ مگه نميگيم كورش كبير؟

نه من حسرت مصر يا تونس رو نميخورم بلكه ميخوام بشينم راهكار بدم براي پيروزي كشورم ايران

ايراني به پاخيز را ه سبز تو را ميخواند

۱۳۸۹ آذر ۱۹, جمعه

روز عاشورا نزديك است به نظر شما چه كنيم؟




1.در خانه بنشينيم و از روز تعطيلي استفاده كنيم وبخوابيم يا فيلم ببينيم

2.به بيرون برويم وبه ديد زدن دخترا ودادن شماره بپردازيم

3.بريم هيئت به عشق دختر زنجير بزنيم

4.با خودمون بگيم كجا بريم بابا دوباره ميزنند ميكشند هممونو

5.بگيم بابا تموم شد اين چيزا رفت

6.به وطنمون عشق بورزيم و بگيم كه مانند سال پيش ميام خيابان تو همون جاي پارسال

7.از تظاهرات سال پيش درس بگيريم مسير تظاهرات رو عوض كنيم بيايم خيابان

8.از رفتن به تظاهرات خياباني خودداري كنيم ونق بزنيم همش

9.بيايم وبا بستن مچ بند سبز والله اكبر گويان وشعار ها در هيئت ها فرياد بزنيم اعتراضمون را با اين روش

10.همه چندين هيئت را مشخص كرده وبا رفتن به هيئت هاي مشخص شده سبز بودنمان را ثابت كنيم با روش هاي بالا

من كه به شخصه مورد 7 و10 رو ميپسندم شما چطور؟

۱۳۸۹ آبان ۲۳, یکشنبه

خانم فائزه رفسنجاني شما هم به استخوانهايتان رسيد؟

خانم هاشمي رفسنجاني 32 سال است كه ملت ايران از جانياني همچون پدر شما وامثال آن عذاب مي كشند حال كه به شما نيز آسيب رسيده است زبان خود را باز كرده ايد؟


در اين چندين سال كجا بوديد كه از عذابي كه بر ملت ايران روا داشته مي شود حمايت كنيد؟

آيا تنها وقتي منافع خودتان در ميان است زبان باز ميكنيد؟

ما به پدر شما كه انسان هاي بي گناهي را در اين 3 دهه به سوي مرگ كشانده است نخواهيم بخشيد

در سال گذشته مي توانست تنها ذره اي كوچك از گناهان خود را كم كند كه اين كار را هم به لطف خداوند انجام نداد تا گناهان او روز به روز بيشتر شود

خانم فائزه رفسنجاني شما از اين همه ظلم خسته شديد كه زبان باز كرديد اما اگر پدر شما حاكم باشد وظلم كند سكوت خواهيد كرد؟

البته اميدواريم كه اين نامه شما از سر دلسوزي وهمراهي با مردم باشد نه بر اثر به خطر افتادن منافع شخصيتان

جانيان اين حكومت دلسوزي نميكنند بلكه براي منافع خويش مي جنگند

۱۳۸۹ آبان ۱۶, یکشنبه

جوابيه انجمن سبز دانشگاه آزاد تهرا ن شرق به نامه ي بسيج دانشجويي دانشگاه

به نام حق



جوابيه انجمن سبز دانشگاه آزاد تهرا ن شرق به نامه ي بسيج دانشجويي دانشگاه



با درود باتوجه به نامه شما ومورد خطاب قرار دادن انجمن سبز به عنوان اغتشاش گر وعامل اخلال در نظم دانشگاه ومنحرف كردن عقايد پاك دانشجويان از شما چندين سول داريم



1.كدام يك از اقدامات اين انجمن باعث بر هم زدن نظم دانشگاه شده است كه از آن به عنوان اغتشاش ياد مي كنيد؟ آيا پخش اعلاميه و استقبال بي نظير دانشجويان از اين انجمن باعث اغتشاش شده است؟



2.دانشجو خود صاحب عقل وتفكر است آيا با دادن چندين بيانيه از سوي انجمن افكار آنها منحرف مي شود يا آگاه؟ از باز گو شدن حقايق آيا هراسي داريد؟



3.شما از اين انجمن تقاضا كرديد تا فعاليت خود را قانوني كند چه تضميني بابت ايجاد امنيت اين انجمن در اين شرايط وجود دارد؟



4.خط قرمز از نظر شما چيست؟آيا خط قرمز را عقايد شما تعيين مي كند يا عقايد انساني؟



5.شما بسيج دانشگاه هستيد ومي توانيد نظرات خود را بيان كنيد اما چگونه است كه گويي از جانب رياست دانشگاه سخن مي گوييد



اما حال ما به معرفي بيشتر خود مي پردازيم تا شبهات شما بسيجيان دانشگاه بر طرف شود



اين انجمن پذيراي همه افكار مي باشد واز همه عقايد ونظرات در صورت مباحث منطقي استقبال مي نمايد اما اعضاي اصلي اين انجمن از پيروان مير حسين موسوي وپيرو خط امام ومقيد به قانون اساسي مي باشند ومابقي دانشجويان مي توانند عقايد خود را داشته باشند وبه بيان نظرات خود بپردازند كه براي اعضاي انجمن قابل احترام مي باشد واز آن استقبال ميكند



در بخشي از نامه خود به علاقه نداشتن به تك قطبي بودن وايجاد بحث در فضاي دانشگاه اشاره كرديد پس چگونه است كه انجمن اسلامي دانشگاه را تعطيل و آن را تحت پوشش بسيج به نام انجمن فرهنگ اسلامي در آورديد؟



وآيا در دانشگاه براي ايجاد كرسي هاي آزاد انديشي اقدام وتلاشي كرده ايد؟



همچنين با توجه به ايجاد فضاي محدودتوسط افرادي اين انجمن راهي جز پخش اعلاميه وبيانيه در سطح دانشگاه ندارد وهمانند شما دوستان قسمت ارائه نظرات وتابلو مخصوصي براي خو د ندارد واين تنها ترين راه هم اكنون براي ادامه راه پاكمان است



در پايان نامه را با آيه اي از قرآن كريم به پايان مي رسانيم



و مکرو مکر الله و الله خیر الماکرین



به اميد ايراني سبز وآزاد



انجمن سبز دانشگاه آزاد تهران شرق

۱۳۸۹ آبان ۱, شنبه

ستاره های تبعیدی!شما زندانی های شخص احمدی نژادید...


 براي شیوا نظرآهاری، مجید دری و ضیا نبوی

کلمه : یکی از دانشجویان محروم از تحصیل که هم اکنون در زندان به سر می برد، خطاب به سه دانشجوی دیگر که از تحصیل محروم و با احکام سنگین حبس در تبعید مواجه شده اند،نامه ای نوشته است.دانشجویان محروم از تحصیل چند سالی است که با عنوان دانشجویان ستاره دار شناخته می شوند .این دانشجوی محروم از تحصیل که نامه اش را خطاب به ضیا نبوی ،شیوا نظرآهاری و مجید دری نوشته، درخواست کرده که نامش در نزد کلمه محفوظ بماند.وی در چند روزی که برای گذراندن مرخصی در خارج از زندان به سر می برد،این نامه را نوشته و در اختیار کلمه گذاشته است.
حکم زندان در تبعید ضیا نبوی و مجید دری به تازگی اجرا شده و حکم زندان در تبعید شیوا هنوز در مرحله تجدید نظر است.ضیا نبوی چند هفته پیش به زندان کارون اهواز و مجید دری هفته گذشته به زندان بهبهان منتقل شد.
به گزارش کلمه، متن کامل این نامه به شرح زیر است :
یادت هست مجید، گفته بودیم اگر احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور بشود به یک هفته نمی‌رسد که روانه اوین می‌شویم. می‌دانستیم، پیش بینی‌اش را کرده بودیم. شیوا و ضیاء به دو روز نرسیده، روانه سلول‌های ۲۰۹ شدند و تو کمی بعدتر پیوستی به جمع ستاره‌دارهای زندانی. اما باور کن رفیق، هیچ‌کدام در بدبینانه‌ترین حالت هم پیش‌بینی نمی‌کردیم که ضیا ۱۵ سال حبس بگیرد و تو ۱۱ سال و بقیه هم ماه‌ها در زندان بمانند و حکم زندان و تبعید بگیرند. اما شما ماندید و حالا رفته‌اید به تبعید. به زندان اهواز.
دیروز که رادیو داشت وضعیت هوا را اعلام می‌کرد، گفت که اهواز هم‌چنان گرم‌ترین شهر ایران است با دمای ۳۹ درجه، نفسم گرفت توی تاکسی. عرق کردم. گرمم شد. یادم افتاد به شما و روزگارتان در زندانی که وضعیتش را اسفبار می‌خوانید. به دوستی می‌گفتم وقتی ضیا از بدی شرایط زندان گلایه می‌کند، باید بدانیم که شرایط زندان بسیار هولناک‌تر از آنی است که ما تصور می‌کنیم. یادم است در زندان اوین که بود، وقتی از او در مورد شرایط بند ۳۵۰ و سختی‌هایش می‌پرسیدیم، می‌خندید و می‌گفت: “ای بابا !شما شلوغش می‌کنید، اینجا خیلی هم خوبه، کتابخانه دارد و کتاب می‌خوانیم”… اما حالا همان آدم دارد می‌گوید که ” فقط می‌خواهد زنده بماند”
قلبم می‌گیرد، مجید.. دیوانه می‌شوم وقتی به مادرت فکر می‌کنم و مادر ضیاء که حتی از این ملاقات‌های هفتگی هم محروم شده‌اند و یادم می‌افتد به تمام روزهای مشترک راهروهای ۲۰۹، بازجویی و اتهام‌های دروغین. چقدر ضیاء را کتک زدند تا بپذیرد ارتباط نداشته‌اش را با سازمانی که خودشان مجاهدین خلق می خوانندشان و کسانی دیگر منافقین. چقدر برایمان آسمان و ریسمان به هم بافتند که باور کنیم وابسته بوده‌ایم. زیر بار نرفتیم. وابسته نبودیم. ما می‌دانستیم که هیچ کس برایمان تعیین تکلیف نکرده است چه برسد به سازمانی با نام مجاهدین و یا منافقین که هیچ کدام اعتقادی به آن نداشتیم.
روزهای ملاقات را یادت هست، مجید، وقتی در همان فاصله کوتاه همدیگر را می‌دیدیم، با چه مهری به هم نگاه می‌کردیم. انگار دنیا را به ما داده بودند وقتی بعد از یک هفته چشممان به صورت دوستانی می افتاد که چهره‌هایشان پر از خاطرات اعتراض مشترک بود.
میدان ونک، پارک دانشجو، صدا و سیما، وزارت علوم، دانشگاه تهران… صدای ضیا می‌پیچد در گوشم. صدای تو، صدای مهدیه، صدای شیوا، وقتی برای مردم از علت حضورمان در خیابان می‌گفتیم. وقتی فریاد می‌زدیم که ” ما همان دانشجویان ستاره‌داری هستیم که رئیس‌جمهور می‌گوید وجود نداریم” وقتی داد می‌زدیم” ما زنده‌ایم، ما داریم نفس می‌کشیم، اما وجود ما را انکار می‌کنند”. … انکار کردند، مجید.. هنوز هم دارند انکارمان می‌کنند، ستاره دارها را یکی یکی می‌فرستند به تبعید به دورترین نقطه ایران، تا همه یادشان برود وجود آنها را.
اما خیالی نیست رفیق !تمام روزهای فریاد و اعتراض، خیالی نیست. ما، من و تو ، می‌دانیم که کراهت دیکتاتوری را عیان کرده‌ایم. با اعتراضمان، با اسارتمان و حالا با تبعیدمان.
روزهای تبعید، روزهای گرم اهواز، سخت می‌گذرد .. می‌دانم… اما مگر هدف ما جز این بود که دروغگویی احمدی‌نژاد را عیان کنیم… نگاه کن، حالا دیگر همه، حدیث ستاره‌های ما را شنیده‌اند. همه می‌دانند که شما زندانیان مستقیم شخص احمدی نژاد هستید، چرا که یک روز در خیابان‌های این شهر، با ستاره‌هایتان ایستادید و دروغ‌هایش را برملا کردید. نگاه کن… حالا حدیث ستاره‌دارها، شده است داستان شجاعت و مقاومت و افتخار… دیگر همه می‌دانند ستاره‌دارها، چه کردند و تا کجا برای اثبات حرف‌هایشان ایستادند که سنگین‌ترین احکام قضایی برای همین ستاره‌ها صادر شد و سخت‌ترین شرایط بر آنها تحمیل شد.
خرسند باش که صدای تو ، ضیاء، شیوا، مهدیه و دیگران، آنقدر بلند بوده که خواب دیکتاتور را بر هم زند.


زنده باد شما… زنده باد پایداری شما ستاره های تبعیدی







مدیرکل زندان‌های تهران: زندان‌های ایران، هتل است و رفتارهای زندانبانان، بهترین در دنیاست ابراز نگرانی عضو جامعه روحانیت از تندروی طلبه‌های طرفدار دولت رئیس زندان اوین تغییر کرد نامه علی لاریجانی به صادق لاریجانی، درباره تخلف دولت از قانون مصوب مجلس وزیر دفاع: خودمان اس۳۰۰ می‌سازیم سیاستگذاری های اقتصادی دولت؛ آمیزه ای از فریب کاری و پنهانکاری چرا گلستان همیشه سبز است؟ تبادل آگاهی در شبکه‌های اجتماعی، به استیلای اقتدارگرایان پایان می‌دهد تکذیب توافق دولت و مجلس بر سر تک نرخی کردن قیمت بنزین وعده وزیر راه: مترو فرودگاه امام تا ده ماه آینده راه اندازی می شود نماینده شهرکرد: مردم استان چهارمحال بختیاری، گرفتار فقر و بیکاری هستند انتقاد کارگران از ادعای افزایش ده درصدی مستمری‌ها افروغ: دین را سیاسی نکنیم، سیاست را دینی و اخلاقی کنیم نماینده ساری: یارانه‌های واریزی نمی‌تواند جوابگوی افزایش هزینه‌ها باشد صدا وسیمایی برای فرانسوی ها و بلژیکی ها استعفای صفایی فراهانی از کنفدراسیون فوتبال آسیا مدیرعامل سایپا، مادام العمر صاحب سایپا شد! نگرانی کمیسیون بهداشت مجلس از عدم کارایی برنامه پنجم نظر مجلس اجرای قانون بیمه اجباری کارگران ساختمانی است اعتراف شجونی: خیلی از مراجع تقلید به درخواست دیدار دولتی‌ها جواب منفی می‌دهند صادرات خودرو به ونزوئلا حداقل سه برابر می‌شود رسانه های حامی دولت به دنبال نفوذ در هیات نظارت بر مطبوعات مدیرکل گسترش وزارت علوم : صدور مجوز جدید برای ۱۲ رشته علوم انسانی متوقف شد قبض ۸ میلیونی گاز برای مجتمع مسکونی ۱۰ واحدی! توافق دولت و مجلس برای بنزین تک نرخی بهروزی: مباحث جوانفکر سم سیاسی است محدودیتهای انتقال پول به ایران از سوی اتحادیه اروپا روزنامه کلمه مورخ شنبه اول آبان ماه ستاره های تبعیدی!شما زندانی های شخص احمدی نژادید بحران آب در ایران ؛ ۹ استان و ۳۴ شهر کشور با کمبود جدی آب مواجه‌اند ممانعت دانشجویان از سخنرانی مشایی به جای احمدی‌نژاد در یک همایش قرآنی مهدی کروبی: از تاریخ درس بگیرید و ننگ تصویب این طرح را برای خود نخرید تلویزیون رسا/ برنامه های ۳۰ مهر ۱۳۸۹ اورژانس کشور ۶ هزار نیرو کم دارد رئیس روحانیون مجلس: نماینده‌های ولی فقیه و ائمه جمعه در انتخابات از احمدی نژاد حمایت کردند مادر مجید دری: اتهام وابستگی به منافقین بهانه ای برای دادن حکمی سنگین است نتایج یک پژوهش دانشگاهی: هدفمندی یارانه‌ها، هزینه‌های جاری دولت را ۸ هزار میلیارد تومان بیشتر می کند وزیر نفت: قیمت بنزین هنوز معلوم نیست تمام ادارات تالش در گیلان به حالت آماده باش درآمدند آیت الله جوادی آملی: کمترین فایده اخلاق این است که جامعه به بیراهه نمی‌رود


۱۳۸۹ مهر ۲۴, شنبه

وکیل محمد غزنویان: امیدوارم که حکم محمد در دادگاه تجدید نظر نقض شود

محمد غزنویان از فعالین کمپین یک میلیون امضا و فعال حقوق کودکان در قزوین است که به تازگی حکم 5 سال حبس تعزیری دریافت کرده است به همین منظور سایت تغییر برای برابری، مصاحبه ای با وکیل ایشان خانم پراکند انجام داده است:




خانم پراکند دلیل بازداشت اولیه موکل شما محمد غزنویان چه بوده و بازداشت ایشان به چه صورت بوده است؟



برای بازداشت هر شخصی قوه قضاییه باید اول شخص را به دادگاه احضار کند مگر اینکه شخص ولگرد باشد و مکان مشخصی نداشته باشد یا اینکه یا اینکه اتهامات او از جرائمی باشد که مجازات قانونی آن قصاص نفس یا قصاص عضو یا اعدام باشد متأسفانه محمد بدون اینکه بدواً به دادگاه احضارشود برایش حکم بازداشت صادر شد و مامورین با حکم اقدام به دستگیری وی کردند که این خود خلاف قانون است زیرا محمد مجرم خطرناک نبود و شخصیتی هم نبود که مکان ثابتی نداشته باشد یعنی شرایط احضار به دادگاه را داشت اما باز با حکم بازداشت در منزلش دستگیر شد محمد غزنویان ابتدا با یکسری اتهامات اولیه تبلیغ علیه نظام بازداشت شد و بعد طی تحقیقات اتهامات دیگری نیز به آنها افزوده شد یعنی در مرحله اول فرد با یک اتهام بازداشت می شود و پس از تحقیقات و در بازجویی ها اتهامات دیگری نیز به او منتسب می شود.



در حال حاضر وضعیت فعلی پرونده ایشان چگونه است؟



در حال حاضر حکم پنج سال حبس تعزیری صادر شده که ما ما از این حکم تجدید نظر خواهی کرده ایم پرونده به دادگاه تجدید نظر ارسال شده و فعلاً در مرحله تجدید نظر هست.



محمد دو بار بازداشت شده و بار دوم دلیل آن افزایش وثیقه اش بود که چون تودیع نشد محمد به زندان فرستاده شد. دلیل این افزایش وثیقه چه بود؟



بازداشت اولیه محمد بر اساس اتهاماتی بود که بدان جهت دستگیر شده بود و بعد از خاتمه تحقیقات اولیه با قرار وثیقه 20 میلیونی آزاد شد ولی در مرحله اخذ آخرین دفاع اتهام جدید عضویت و ارتباط با یکی از گروههای مخالف نظام به وی تفهیم شد بدون اینکه دلایل اتهام به او تفهیم شود و بر اساس اتهام جدید قرار وثیقه 80 میلیونی صادر شد که محمد هم برای حضور در دادگاه چنین چیزی را پیش بینی نکرده بود و مسلما وثیقه ای به همراه نداشت مجبور شد تا تودیع وثیقه، مجددا در بازداشت بماند.



آیا شما حکم پنج سال حبس را برای موکلتان عادلانه می دانید؟



محمد غزنویان دو اتهام در پرونده اش داشت که یکی تبلیغ علیه نظام و دیگری عضویت در گروه ضد نظام بوده که مجموعا 5 سال برای این دو اتهام صادر شد.در حالیکه در هیچ کدام از قسمتهای پرونده وی دلیلی برای عضویت وی در این گروه وجود ندارد. وقتی کسی را به عضویت در گروهی متهم می کنند باید مشخص باشد که فرد در کدام بخش یا قسمت به چه کاری مشغول بوده و کدام قسمت از این حلقه را پوشش می داده است در حالیکه چنین چیزی در مورد محمد غزنویان اصلا وجود نداشته و تنها دلیل آنها یک تماس تلفنی از خارج از کشور بوده و ارتباط هم قطع شده است . هیچگاه نمی توان کسی را به صرف داشتن یک تماس به عضویت در گروهی متهم کرد زیرا اگر این روش درست باشد می توان با یک تماس تقلبی برای هر کسی توطئه چینی کرد ،هرکسی می تواند به فردی تلفن کرده و خود را از گروه خاصی معرفی کند و بعد آن فرد به اتهام عضویت در آن گروه خاص محکوم شود. این حکم برای محمد هیچگونه مبنای حقوقی و شرعی و عرفی ندارد حتی با توجه به محتویات پرونده ،محمد را نمی توان به هواداری از گروهی نیز محکوم کرد و همینطور برای تبلیغ علیه نظام هم هیچ دلیلی در پرونده وجود ندارد.



آیا در حکم محمد مشخص شده که برای کدام اتهام وی به چه چیزی متهم شده است؟ مثلا چقدر از حبسش برای تبلیغ علیه نظام بوده؟



متاسفانه یکی دیگر از ایرادات پرونده هم همین نکته است که قاضی محترم حکم کلی برای هر دو اتهام صادر کرده بدون اینکه مشخص کند چه میزان محکومیت برای کدام اتهام مورد نظرش بوده است.



نحوه برگزاری دادگاه موکلتان چگونه بوده؟



دادگاه ایشان با یک نفر دیگر برگزار شد و یکی دیگر از همکاران من نیز در دادگاه حضور داشتند . در دادگاه ابتدا باید نماینده دادستان کیفر خواست را قرائت کند و دلایلش را برای اثبات اتهامات متهم بیان کند و بعد متهم به دفاع از خود در برابر ادعاهای دادستان بپردازد و قاضی باید با رعایت بیطرفی کامل به استماع کیفر خواست و ادعای نماینده دادستان و دلابل او بپردازد و بعد دفاعیات متهم را با توجه به اصل برائت گوش دهد و سپس در نهایت بیطرفی با بررسی ادله دو طرف تصمیم بگیردمتأسفانه چون در دادگاه محمد نماینده دادستان حضور نداشت و قاضی خود کار نماینده دادستان را نیز انجام می دادکه در اینصورت قاضی نمی تواند موضع بی طرف داشته باشد . عدم حضور نماینده دادستان باعث می شود خود به خود دادگاه به لحاظ قانونی از رسمیت خارج شود در حالیکه در اینجا این اتفاق نیفتاده و دادگاه با همین وضعیت تشکیل و حکم نیز صادر شد . ما به این مسئله هم در دادگاه اعتراض کردیم اما ترتیبی داده نشد.



به نظر شما این مسائل به خاطر برگزار ی دادگاه در شهرستان بوده یا اینکه ممکن بود این مسئله در تهران هم اتفاق بیفتد؟ کلا وضعیت فعالین شهرستانی در دادگاه چقدر متفاوت است؟



با توجه به اینکه قانون مصوب برای کل ایرانیان و در سراسر ایران لازم الاجراست و مقررات قانون آئین دادرسی کیفری هم از قواعد آمره است که تخلف از آنها غیر قابل اغماض است بنا بر این فرقی نمی کند که دادگاهی در شهرستان برگذار بشود یا در تهران . اما در این مورد که نماینده دادستان حضور نداشت باید بگویم که درشعبی از دادگاههای انقلاب تهران که به جرائم امنیتی رسیدگی می کنند و لااقل در دادگاههائی که اینجانب وکالت پرونده ای را دارم بدون حضور نماینده دادستان تشکیل نمی شود



نظر شما در رابطه با ادامه پرونده محمد چیست و فکر می کنید در دادگاه تجدید نظر این حکم نقض شود؟



امیدوارم که حکم محمد در دادگاه تجدید نظر نقض شود و انتظار برائت داریم چون این حکم مبنای حقوق و شرعی ندارد.



تغییر برای برابری

دانشجویان جدید الورود دانشگاه شیراز آموزش حجاب و عفاف دیدند

هزار و 100 نفر از دانشجویان دختر جدیدالورود دانشگاه شیراز طی دوره ای با همکاری معاونت فرهنگی دانشگاه آموزش حجاب و عفاف دیدند. به گزارش مهر، معاونت فرهنگی دانشگاه های شیراز و پیام نور شیراز، دفتر نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه علوم پزشکی شیراز و مشاورت استانداری فارس در امور بانوان اولین دوره آموزشی حجاب و عفاف با عنوان "روئیدن و شکفتن" با حضور هزار و 100 نفر از دانشجویان جدیدالورود دختر دانشگاه شیراز و 900 نفر از دانشجویان جدیدالورود دختر دانشگاه های علوم پزشکی و پیام نور شیراز در دانشگاه شیراز برگزار شد. در این دوره آموزشی که توسط 20 نفر از اساتید صاحب نظر در زمینه حجاب و عفاف برگزار شد، موضوعاتی همچون حجاب و عفاف در قرآن، تاثیرات فردی و اجتماعی عفاف، آسیب شناسی فرهنگ غرب، آثار و پیامدهای فمنیسم و ... مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.

علت احضار مجدد مروی به دادگاه، رسیدگی به اتهام تمرد از دستور عنوان شده است.

احضار مجدد محمد مروی به دادگاه گناباد


جرس: محمد مروی، از دراویش نعمت‌اللهی ساکن شهرستان گناباد، بار دیگر به دادگاه احضار شد.
به گزارش مجذوبان نور، این فرد که چندی پیش به بهانه نصب تصاویر بزرگان سلسله نعمت‌اللهی گنابادی در محل کارش مورد تهدید ، بازخواست و بازداشت قرار گرفته بود،‌ طبق احضاریه جدید باید در تاریخ 13 آبان 1389 خود را به مراجع قضایی معرفی کند.

ماموران پس از به زندان انداختن مروی در جریان اولین بازداشت وی، موهای سر او را تراشیدند که این عمل آنها، همدردی دیگر دراویش سلسله را برانگیخت و موجب شد جمعی از جوانان بیدخت و دراویش این طریقه عرفانی نیز در همدلی با آقای مروی و همچنین اعتراض به نحوه برخورد دادستان گنابادو ماموران، موهای سر خود را بتراشند

کمک‌های ایران به لبنان: «چراغی که به خانه روا است...»

سفر اخیر محمود احمدی‌نژاد به لبنان توجه رسانه‌های بین‌المللی را جلب کرده و به ویژه کمک‌های جمهوری اسلامی به حزب‌الله لبنان از دید این رسانه‌ها پنهان نمانده است. حجم این کمک‌ها چقدر است و به چه مواردی مربوط می‌شود؟


گزارش‌هایی که منتشر شده طی دو سه روز اخیر در رابطه با سفر رئیس جمهوری اسلامی به لبنان، تنها یک ارزیابی تقریبی از این مسئله به دست می‌دهد. روزنامه فرانسوی «لوموند»، در آخرین شماره خود به تاریخ شانزدهم اکتبر می‌نویسد ایران برای بازسازی جنوب لبنان، که در جریان جنگ با اسرائیل به شدت آسیب دیده بود، نزدیک به یک میلیارد دلار هزینه کرده است از جمله برای ساختن ۶۷۰ کیلومتر راه، ۷۳ مسجد، ۴۸ پل و ۱۹ مرکز پزشکی و به همین مناسبت لبنانی‌ها با فریاد «دکتر احمدی‌نژاد، پدر مقاومت، جنوب لبنان سپاسگزار تو است»، از او استقبال کردند.



از طرف دیگر، در جریان همین سفر آقای احمدی‌نژاد، که سیزدهم و چهاردهم اکتبر انجام گرفت، ایران یک وام چهار ۱۵۰ میلیون دلار برای انجام طرح‌هایی در زمینه‌های برق و آب در اختیار لبنان قرار داد. تکرار می‌کنم که اینها گوشه‌ای است از کمک‌های ایران به لبنان و به خصوص حجم کمک‌های نظامی به حزب‌الله لبنان را در بر نمی‌گیرد...





آیا این کمک‌ها تنها جنبه سیاسی و استراتژیک دارند یا هدف‌های اقتصادی مثل مشارکت در بازار لبنان را هم در بر می‌گیرد؟

برای توجیه کمک‌هایی که دولت جمهوری اسلامی در اختیار لبنان قرار می‌دهد، پیدا کردن دلایل اقتصادی کار بسیار دشواری است. در عرصه روابط بین‌المللی، معمولاً کمک‌های مالی و اقتصادی از طرف کشورهای ثروتمند در اختیار کشورهای فقیر قرار می‌گیرد.



سطح ثروت مردم یک کشور، از تقسیم کل تولید ناخالص داخلی بر جمعیت آن کشور به دست می‌آید و به این شاخص تولید سرانه گفته می‌شود که با دلار اندازه‌گیری می‌شود.



اگر به آمار بین‌المللی، از جمله گزارش‌های صندوق بین‌المللی پول مراجعه کنید، ملاحظه خواهید کرد که تولید سرانه در لبنان ۹ هزار دلار است و در ایران چهار هزار و ۴۰۰ دلار. به بیان دیگر، یک ایرانی به طور متوسط نصف سطح زندگی یک لبنانی را دارد.



اگر ایران به افغانستان یا تاجیکستان کمک مالی بدهد، قابل درک است. ولی هزینه کردن یک میلیارد دلار از سوی جمهوری اسلامی برای بازسازی جنوب لبنان، مسلماً پرسش‌های زیادی را در افکار عمومی ایران مطرح می‌کند.





اعطای این گونه کمک‌ها تنها شامل لبنان می‌شود یا کشورهای و جنبش‌های دیگری را هم در بر می‌گیرد؟

کمک‌های ایران به کشورهایی مثل زیمبابوه، گامبیا، نیکاراگوئه، بولیوی، تانزانیا، جمهوری دموکراتیک کنگو و غیره هم، نه تنها با اقتصاد که با هیچ منطقی نمی‌خواند. خود آقای احمدی‌نژاد به عنوان یک خاطره شیرین تعریف کرده که یک پیرزن ونزوئلایی وقتی خانه‌ای را که ایرانی‌ها برایش ساخته بودند تحویل گرفت، از اینکه رئیس جمهوری اسلامی برایش رفاه به ارمغان آورده، تشکر کرد. بد نیست بدانیم که تولید سرانه در ایران چهار هزار و ۴۰۰ دلار است و در ونزوئلا ۱۱ هزار و ۴۰۰ دلار.





به بیان دیگر ضرب‌المثل «چراغی که به خانه روا است به مسجد حرام است»، در مورد رفتار دولت ایران صدق نمی‌کند؟

فکر می‌کنم که افکار عمومی ایران هم دقیقاً به همین ضرب‌المثل نظر دارد

دست‌نوشته‌های شکوری‌راد پیش از بازداشت: سکوت نکنید




هیچ جرمی مرتکب نشده ام که دلیل بازداشتم باشد

جرس: شکوری‌راد که چندی پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد، پیش از دستگیری متنی را نوشته که در آن مواضع خود را به روشنی عنوان کرده است و از دوستان و خانواده‌اش خواسته است که در برابر بازداشت وی به حرف کسانی که دعوت به سکوت می‌کنند، بی‌اعتنا باشند.
به گزارش جرس، این عضو جبهه مشارکت در یادداشت خود آورده است: به عضویت‌ام در جبهه مشارکت افتخار می کنم و دوستانم را در این جبهه از صادق ترین و وفادارترین افراد نسبت به اسلام، انقلاب و امام می دانم و هرگز از آنها سوء نیتی یا حرکتی ندیده ام که خلاف مصالح ملی و امنیت کشور باشد . به مواضع حزب پای بندم و از آنها دفاع می کنم.اختلاف نظری جزئی همواره وجود داشته است اما هرگز بحدی نبوده است که بخواهم از آنها تبری کنم.


شکوری راد سه شنبه بیست مهرماه بعد از انتشار یادداشتی در اعتراض به سخنان محسنی اژه ای مبنی بر غیر قانونی بودن فعالیت جبهه مشارکت بازداشت شد.
وی در نوشته خود تحت عنوان "افتضاح روی افتضاح؛ تناقض‌گویی و دروغ‌های جدید"، خاطرنشان کرده بود "آقای محسنی اژه ای کم کم نشان می دهد، بعد از قاضی مرتضوی که حقیقتاً یک پدیده تاریخی در دستگاه قضا بود، تمایل به پدیده شدن دارد با این تفاوت که قاضی مرتضوی، هم با هوش بود و هم مسائل را شخصی نمی کرد و به همین دلیل بموقع لیز می خورد و توانست ده سال بر کرسی دادستانی تکیه بزند اما آقای اژه ای بر حسب اشتهار این قابلیت ها را ندارد. لذا بعید است دوام چندانی بخصوص در سمت سخنگویی داشته باشد."
متن کامل دست نوشته شکوری راد قبل از بازداشت به شرح زیر است:

بسمه تعالی

اگر مرا بازداشت کردند خانواده و دوستان و آشنایان بدانند:
1- هیچ جرمی مرتکب نشده ام که دلیل بازداشتم باشد و لذا بازداشت خود را غیر قانونی می دانم و با بازداشت کنندگان هیچگونه همکاری نخواهم کرد و بازجویی پس نخواهم داد.


2- به بازجویانم اعتماد نخواهم کرد و هیچ قرار و مداری با آنها نخواهم گذاشت. اگر در این مورد از من چیزی نقل شد صحت نخواهد داشت و حتی اگر خودم از زندان تماس بگیرم و چیزی بگویم که حکایت از توافق و تفاهم با بازجویانم باشد و درخواستی بکنم که حکایت از چنین چیزی بکند، به آن اعتنا نکنید.


3- اعتقادات، نظرات و مواضع من همان‌هایی است که تا کنون گفته ام و یا نوشته ام و در وبلاگ من موجود است، به آنها پای بندم و از آنها دفاع می کنم.


4- به عضویتم در جبهه مشارکت افتخار می کنم و دوستانم را در این جبهه از صادق ترین و وفادارترین افراد نسبت به اسلام، انقلاب و امام می دانم و هرگز از آنها سوء نیتی یا حرکتی ندیده ام که خلاف مصالح ملی و امنیت کشور باشد. به مواضع حزب پای بندم و از آنها دفاع می کنم . اختلاف نظری جزئی همواره وجود داشته است اما هرگز به حدی نبوده است که بخواهم از آنها تبری کنم .


5- هرگز بدخواه کسی نبوده ام و هرچه گفته ام و هرچه کرده ام در جهت اصلاح بوده است و به همین دلیل از گفته یا اقدامی پشیمان نیستم و خود را بدون لغزش و خطا نمی دانم ولی هیچکدام در حدی نبوده است که بخواهم جز پیش خدا توبه و انابه کنم.

بدیهی است آنها که مرا بازداشت می کنند اهدافی را دنبال می کنند که با مقاومت من و خانواده ام به انها نخواهند رسید. بنابراین پیش بینی فشار بر خود و خانواده ام را می کنم . امیدوارم خداوند به من و خانواده ام بخصوص مادرم و همسرم و فرزندانم توفیق صبر و مقاومت عنایت بفرماید که از این آزمون سربلند بیرون بیائیم . تقاضایم از خانواده ام و بستگانم این است که صبور و مقاوم باشید و از هیچ اقدامی در حمایت از من که ممکن است دستم از دادخواهی کوتاه شده باشد فرو گذار نکنند . قانون در این کشور فرصت زیادی در اختیار شهروندان قرار می دهد که حق خود را پیگیری کنند . این متولیان امور هستند که تن به قانون نمی دهند . از هر فرصت قانونی استفاده کنید و خود را اسیر قرار و ندار با این و آن نکنید . به توجیه کسانی که شما را به سکوت و انتظار دعوت می کنند گوش فرا ندهید . اگر کسی می تواند قدمی بردارد و کار خیری انجام دهد بدهد سپاسگزار خواهم بود اما صلاح نمی دانم به وعده ها خودتان را دلخوش کنید . لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم.

از همکارانم در بیمارستان می خواهم جای خالی مرا پر کنند، مبادا کار رسیدگی به بیماران و یا اموزش دستیاران با اخلال مواجه شود.
من به ایمان و صداقت رهبران جنبش سبزایمان و اعتقاد دارم . در مهندس موسوی اخلاص می بینم که مرا از هرگونه تردید در مسیری که برگزیده ام باز می دارد . در او جز خیرخواهی برای ملت ، کشور و مسئولان آن ندیده ام . دست خدا را با او می بینم و و به پیروزی این راه باور دارم . خداوند انشاالله با فضل و کرم خویش ما را یاری خواهد کرد و پس از این دوران سخت فردای روشنی را به این ملت عنایت هواهد فرمود. الیس الصبح بقریب

۱۳۸۹ مهر ۲۲, پنجشنبه

آیت‌الله صانعی: عده‌ای برای انحراف افکار عمومی از مسایل اصلی به دنبال سوژه هستند






آیت‌الله یوسف صانعی، یکی از مراجع شیعه در ایران با انتقاد تلویحی از دولت به دلیل بی‌توجهی به مشکلات اقتصادی، معیشتی، سیاسی و ناهنجاری‌های اجتماعی،‌ گفته است، عده‌ای هر روز به دنبال یک سوژه و بهانه برای انحراف افکار عمومی از موضوعات اصلی و اساسی جامعه هستند.



به نوشته سایت اینترنتی کلمه، آیت‌الله یوسف صانعی، روز پنج‌شنبه در سخنانی یک بار دیگر به انتقاد از نحوه اداره کشور و بی‌توجهی به مشکلات اساسی جامعه پرداخته است.



بیشتر بخوانید:

آیت‌الله صانعی: دوران دروغ به پایان می‌رسد و ظالم کیفرش را می‌بیند



وی که در دیدار با شماری از دانشجویان دانشگاه تهران سخن می‌گفت، در این باره اظهار داشته است:‌ «امروز عده ای به جای حل مشکلات اقتصادی، معیشتی، سیاسی و ناهنجاری‌های اجتماعی، فقر و اعتیاد، هرروز به دنبال یک سوژه و بهانه برای انحراف افکار عمومی از موضوعات اصلی و اساسی جامعه‌اند.»



به نظر می‌رسد، اشاره آیت‌الله صانعی به اظهارات جنجال‌برانگیز تازه مقامات دولت دهم باشد که با واکنش های بین المللی گسترده روبه رو شد.



در این میان آیت‌الله صانعی، که از جمله مراجعی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری سرکوب خونین معترضان را محکوم کرده بود، در سخنان تازه خود با استناد به آموزه‌های اسلامی گفته است:‌ «اگر کسی با عمل و کلامش دارد، آبروی اسلام و کشور را می‌برد، این جا انتقاد کردن غیبت محسوب نمی‌شود و حرام نیست.»



این مرجع تقلید شیعه همچنین با اشاره به ضرورت آزادی بیان و عقیده و فواید آن برای جامعه، در پاسخ به این پرسش که دایره فریاد زدن علیه ظالم و دفاع از مظلوم تا کجاست، اظهار داشته است:‌ «در این رابطه شیخ اعظم انصاری به نکته ظریفی اشاره می‌کند و می‌گوید، اگر کسی بگوید انتقاد از ظلم ظالم نزد هر کسی مانعی ندارد، نمی‌شود گفت که سخن گزافی است. بعد می‌افزاید اگر اسلام این را اجازه داده، شاید دلیلش این باشد که عقده‌ها باز بشود؛ چرا که باز شدن عقده حداقل فایده‌اش این است که فشارهای روحی و عصبی کاهش می‌یابد.»



آیت‌الله صانعی همچنین محدود کردن آزادی بیان را یکی از اشکالات حکومت‌‌های ظالم دانسته و افزوده است:‌ «امروز یکی از اشکالاتی که به حکومت‌های ظالم وارد است، این است که مانع آزادی بیان افراد می‌شوند و سبب ایجاد عقده در افراد می‌گردند. البته نگرانی، آن جایی است که این عقده‌ها اگر متراکم بشود، به حد انفجار خواهد رسید و دیگر هیچ چیز نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد.»



چندی پیش و به دنبال مسدود شدن سایت اطلاع‌رسانی آیت‌الله صانعی، دفتر این مرجع تقلید در اطلاعیه‌ای این اقدام حکومت را مورد نکوهش قرار داده و تاکید کرده بود، ایجاد محدویت در اطلاع‌رسانی «محک مناسبی» برای سنجش میزان آزادی بیان در ایران است.



آیت‌الله صانعی که پیشتر نیز از رواج دروغ‌گویی در میان مسئولان کشور زبان به انتقاد گشوده بود، در سخنان تازه خود نیز در بیان ویژگی‌های نظام اسلامی گفته است:‌ «در حکومت اسلامی همه چیز باید اساس و ریشه‌اش صدق و راستی باشد، اما امروز متاسفانه دروغ گفتن به گونه‌ای رایج شده است که باید بگوییم چه کسی راست می‌گوید، چه کسی وعده راست می‌دهد.»



وی همچنین با انتقاد از حمله به دانشگاه‌ها و دانشجویان اظهار داشته است:‌ «آنانی که به دانشگاه حمله می‌کنند، این‌ها با علم و دانش و آگاهی مردم مخالفند. امروز بیشترین آگاهی در سطح نخبگان است و لذا عده‌ای که باطلند، به دانشگاه و دانشجو هجمه و حمله می‌برند.»

مصطفی تاج زاده: ما هرگز شکایتمان از کودتاچیان را پس نمی‌گیریم

سید مصطفی تاج زاده صبح امروز با همسرش ملاقات و گفتگو کرد. وی در این ملاقات، در واکنش به خبر برخی نشریات ارگان اسلام طالبانی- پادگانی مبنی بربازپس گیری شکایت هفت شاکی از کودتاگران نظامی توسط ایشان گفت: باید بگویم هیچ یک از ما شکایتمان را پس نگرفته و نمی گیریم و اساسا در زندان بودن ما با این وضعیت، به همین علت است و دستگاه قضایی باید به مردم توضیح دهد که چرا به شکایت ما ترتیب اثر نمی دهد. تعلل قوه قضائیه در این زمینه به این معنی است که اراده مافوق آن مانع رسیدگی به شکایت ما از کودتاچیان است.




حرف های شاه را تکرار نکنید



به گزارش تحول سبز، وی هم چنین گفت: این که مقامات قضائی ادعا می کنند که در ایران زندانی سیاسی نداریم درواقع حرف شاه را تکرار می کنند. او هم چنین ادعایی داشت و همواره در مصاحبه ها اعلام می کرد که زندانی سیاسی نداریم بلکه اقدام کنندگان علیه امنیت کشور در زندان به سر می برند. بنابرین این ادعا جدید نیست و متأسفانه اقتدارگراها ما را در این زمینه به چهل سال پیش بازگردانده اند.



وی ادامه داد: علت این که حزب پادگانی نمی خواهد بپذیرد که ما زندانی سیاسی هستیم، در حالی که بزرگترین جرم امنیتی دوستانمان توسط ایشان اختلال در ترافیک طی یک تظاهرات چندمیلیونی اعلام شده، آن است که بهانه ای برای نقض حقوق شهروندی ما داشته باشند و نگذارند دادگاه های چهره های سیاسی براساس اصل ۱۶۸ قانون اساسی با حضور هیأت منصفه تشکیل شود. هم چنان که شاه نیز با امنیتی خواندن جرم مخالفان و منتقدان قانون گرای خویش، آنان را در دادگاه های نظامی محاکمه می کرد نه توسط دادگستری. طرفداران اسلام طالبانی-پادگانی می دانند که تشکیل هر دادگاه علنی نهایتا به افشای عملکرد خلاف قانون و سیاه کاری های آنان منجر خواهد شد.



با این شرایط اقتصادی و بی کفایتی مدیریتی گذر زمان به ضرر حزب پادگانی و به سود جنبش سبز است



تاج زاده هم چنین در ارتباط با شرایط موجود کشور گفت: اقتدارگراها در شرایط بسیار بدی به سر می برند. اختلافاتشان روز به روز گسترده تر، عمیق تر و علنی تر می شود. فساد درون حکومت هم بیشتر و آشکارتر شده است. قوم و خویش بازی، هزارفامیل و اشرافیت نظامی در مدیریت کشور حرف اول را می زند و مهم تر از همه بی کفایتی و تنگ نظری و ندانم کاری در اداره امور کشور روز به روز مشکلات عدیده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و بین المللی را افزایش می دهد.



عضو حزب مشارکت تاکید کرد: خود حضرات نیز از نارضایتی گسترده و روبه رشد مردم که صدای اعتراض مراجع بزرگوار را نیز بلند کرده، کاملا آگاهند و می دانند که با طرح حذف یارانه ها و افزایش بی سابقه قیمت ها نارضایتی وسیع تر و عمیق تر خواهد شد و به این ترتیب گذر زمان به ضرر حزب پادگانی و به سود جنبش سبز است.



کمربندها را محکم ببندیم، آینده ایران بی تردید سبز است و ایران برای همه ایرانیان خواهد شد



تاج زاده خاطرنشان کرد: در این شرایط آنان دو راه بیشتر پیش پای خود ندارند. یا باید دست به سرکوب بیشتر و بگیر و ببند و گسترده تر بزنند تا به این ترتیب با راهبرد «النصر بالرعب» با حکومت براساس ایجاد ترس، قدرت را هم چنان دراختیار داشته و مخالفان را سرکوب کنند و یا این که راه دوم را پیش گیرند و حقوق شهروندان را به رسمیت بپذیرند و به اجرای بدون تنازل قانون اساسی و برپایی انتخابات آزاد با همه مقدماتش از جمله آزادی بیان، قلم، تحزب و تجمع، گردن نهند.



وی افزود: به نظر می رسد اقتدارگرایان هنوز جرأت پذیرش اشتباه استراتژیک خود را در یک سال و نیم گذشته ندارند و در صددند تا راه اول را هم چنان ادامه دهند با این که جهانیان می دانند زبان تهدید نشانه ضعف و سستی است و این روش ها و راهبرد بگیر و ببند و سرکوب در عصر گفتمان دموکراسی و عصر اتباطات آزاد و اینترنت و ماهواره و تلفن همراه محکوم به شکست قطعی است. به همین دلیل باید کمربندها را محکم تر بست و این مرحله را پشت سر گذاشت. آینده ایران بلاتردید سبز است و ایران به زودی برای همه ایرانیان خواهد شد، انشاء الله.

بی‌توجهی مسئولان زندان اوین به وضعیت مجید دری

بی‌توجهی مسئولان زندان اوین به وضعیت مجید دری


چهارشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۸۹

در حالی‌که مجید دری، فعال دانشجویی به پزشک متخصص برای درمان بیماری خود نیاز دارد، مسئولین زندان اوین از اعزام او به مراکز تخصصی جلوگیری می‌کنند.







مجید دری دچار مشکلات شدید در ناحیه سر است و دچار سردردهای بسیار شدید می‌شود. دکتر داخلی زندان یک ماه پیش دستور داده برای ام آر آی و ویزیت توسط دکتر مغز و اعصاب وی به خارج از زندان اعزام شود.



به گزارش خبرنگار رهانا، سامانه خبری خانه حقوق بشر ایران، با گذشت این مدت و تداوم بیماری دری هنوز اجازه ویزیت دکتر مغز و اعصاب را به وی نداده‌اندد. دری دچار سرگیجه شدید است که گاها تا ۴۸ ساعت وی را ازار می‌دهد.



مجید دری فعال دانشجویی و دانشجوی محروم از تحصیل است که از ۲۵ خرداد ماه سال ۱۳۸۸ بازداشت و در زندان اوین به سر می‌برد. وی به شش سال زندان توام با تبعید به زندان ایذه محکوم شده بود. طی هفته‌های گذشته محل تبعید این عضو شورای دفاع از حق تحصیل به زندان اهواز تغییر یافت. وی هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می‌برد

۱۳۸۹ مهر ۲۱, چهارشنبه

خامنه‌ای در مرز باور و استهزاء

حسین ستوده




سخنان آقای جنتی بدین مضمون که «آیت‌الله خامنه‌ای سپهسالار لشکر امام زمان هستند»، از جمله تیترهای خبری است که به شکل یکسان در اکثر رسانه‌های موافق و منتقد رهبر جمهوری اسلامی ذکر شد، هر چند که موافقان از باب «باور» و منتقدان از دریچه «استهزاء» چنین خبری را منتشر کرده بوند. باید در نظر داشت که چنین اشاراتی به مقام معنوی آقای خامنه‌ای مدتهاست که در مجالس خصوصی باورمندان به ظهور قریب‌الوقوع امام دوازدهم شیعیان نقل می‌شود، اما به ندرت چنین اعتقادی توسط افرادی در رده‌های بالای حکومتی و در رسانه‌های رسمی بیان شده بود.



برخی ممکن است ذکر چنین مطالبی از سوی آقای احمد جنتی را نوعی زمینه‌سازی برای مخاطبان خاصی در شهر قم بدانند که در روزهای آینده باید پذیرای سفر اقای خامنه‌ای باشند، اما گروه دیگری نیز هستند که چنین فاش گوئی و اعلام عمومی را به عنوان آغازی بر شمارش معکوس ظهور امام زمان می‌دانند. از دیدگاه چنین گروهی که در سال‌های گذشته در راس مدیریت‌های اجرائی دولت نهم و دهم تکیه زده اند، زمان کوتاهی تا دیدار منجی بشریت باقی است.



اما همزمان با انتشار چنین خبری در رسانه‌های رسمی خبر دیگری مبنی بر دستگیرشدن فردی با ادعای امام زمان بودن، منتشر شد. مدعی فردی سی و پنج ساله به نام غلام، از اهالی شهرستان هرسین استان کرمانشاه، بود که توانسته بود با ادعای ارتباط و نیابت از سوی امام زمان، گروهی از هواداران خود در را در شهرهای مختلف از جمله شهر قم سازمان دهی کند؛ هوادارانی که در سطح باورمندی به آقای غلام، دست کمی از باورمندان به نیابت اقای خامنه‌ای از سوی امام زمان ندارند، هر چند که در طول کمتر از یک روز مجبور شدند که تمام باورهای گذشته خود در باره آقای غلام را به تمسخر گرفته و از باورمندی خود اظهار ندامت کنند.



عبور از مرز باور به ندامت و استهزاء برای هواداران اقای غلام در هرسین کرمانشاه، به مدد تکتیک‌های بازجوئی سپاه پاسداران حاصل شد، اما عبور از چنین مرزی برای باورمندان به نیابت اقای خامنه‌ای که پشتیبانی مطلق سپاه پاسداران را پشت سر دارد، تنها با مرور زمان حاصل خواهد شد. بسیار کسانی بودند که بعد از سال‌ها سردادن شعاری مانند «خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار» و ذکر روزانه آن در ادعیه و عبادات خود، پس از درگذشت بنیانگذار انقلاب دچار سرخوردگی معنوی شدند .



عاقبت ادعای اقای غلام در هرسین و هواداران وی، همانند سرانجام تمام مدعیانی است که در طول تاریخ در کشورهای اسلامی خود را امام زمان یا نایب وی معرفی کرده اند . تنها نکته مشترک تمامی مدعیان و یارانشان، فارغ از زبان و مذهب و کشور، سرکوب آنها بدست حکومت‌های مرکزی بوده است. شرایط حاضر در کشور ایران تنها موردی است که چنین ادعائی با ساختار حاکمیت در هم آمیخته و روز بروز در حال گسترش است. به همین دلیل سخنان آیت‌الله جنتی علیرغم دیدگاه مخالفان و منتقدان به عنوان بخشی از باور حاکمیت به اندیشه آخرزمانی است که رهبر کنونی نظام جمهوری اسلامی را در مرز باور و استهزاء عمومی قرار داده است

جستجو


شعار نویسی

شعار نویسی