ما دوباره برگشتيم

  • با سلام دوستان سبز انديشم بعد حدود 8 ماه دوباره برگشتيم اين بار با آدرس جديد.ادرس قبلي رو يادتونه كه فيلترش كردند

درود بر تمامی آزادی خواهان ایران

این وبلاگ به تمامی عقاید احترام میگذارد
امام حسین کجایی یزید دوباره آمد به نام دین واسلام هزار سر به دار زد

۱۳۸۹ مهر ۲, جمعه

آقای احمدی نژاد! خبر بدی برایت دارم

کلمه :مجید دری ،فعال دانشجویی که هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد به شش سال حبس قطعی محکوم شده است. حبسی که قرار است مجید پنج سال از آن ر ا در تبعد بگذراند . تبعید در زندان ایذه .




این دانشجوی دربند در سال ۸۶ و در اعتراض به سوء مدیریت و فضای امنیتی دانشگاه علامه ابتدا چندین ترم از تحصیل تعلیق و سپس نیز از ادامه تحصیل محروم شد.وی در سال ۸۷ و با همراهی سایر دانشجویان محروم ازتحصیل که به دانشجویان ستاره دار معروف شده اند ،شورای دفاع از حق تحصیل را تشکیل دادند .شورایی که با هدف بازپس گیری بدیهی ترین حق این دانشجویان یعنی حق تحصیل شکل گرفت .دانشجویانی که به خاطر عقیده شان از حق تحصیل محروم شده بودند. اعضای این شورا در دوران فعالیت شان مدام بر عدم وابستگی خود به گروه ها ، دسته ها و یا احزاب داخلی و خارجی تاکید می کردند.



در جریان مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری و پس ازآنکه رئیس جمهوری وقت، محمود احمدی نژاد وجود دانشجویان ستاره دار را انکار کرد و گفت که چنین دانشجویانی وجود خارجی ندارند، مجید دری نیز به همراه سایر اعضای شورا در تجمع های اعتراض آمیزی که به منظور آگاهی افکار عمومی برگزار شد شرکت کرد تا نشان دهد که این دانشجویان وجود خارجی دارند . دانشجویانی که بیهوده از حق تحصیل محروم شده اند .این تجمع های اعتراضی در روزهای قبل از برگزاری انتخابات در مقابل وزارت علوم و صدا و سیما برگزار شد .



مجید دری اما پس از شرکت در این تجمع ها در روز ۲۲ خرداد ماه به محل کار خود درشهر بوشهر بازگشت. وی چند روزی بیشتر در بوشهر نماند تا اینکه سر انجام در روز ۱۸ تیر ماه ۸۸ در حالی که در منزل خواهر خود درشهر قزوین به سر می برد دستگیر شد .



مجید دری به مناسبت اول مهرماه ،روز بازگشایی دانشگاهها نامه ای را خطاب به محمود احمدی نژاد نوشته و به وی گفته است «خبر بدی برایت دارم ، مهر رسید!»



به گزارش کلمه، متن کامل نامه مجید دری که از زندان اوین به بیرون ارسال شده ، به این شرح است :



آقای احمدی نژاد!



سلام.



خبر بدی برایت دارم.خبری که هر سال تکرار می شود،اما کهنه نمی شود.خبری که سالیان سال تکرار شده و می شود و تن دیکتاتورها و مستبدین را لرزانده است.کوتاه است اما پر طمطراق: “مهر آمد”.باری مهر آمد و دانشگاهها باز شدند و دانشجویان بازگشتند.با هر زحمتی نفسی سه ماهه کشیدی.اما تمام شد!مهر آمد.



آقای احمدی نژاد!



سال ۸۶ به یادت می آید که به دانشگاه تهران رفتی؟ حتی پلاکارد خوشامدگویی هم نصب نکردند که خبر پنهان بماند. تنها یک شب قبلش خبر آمدنت را دادی. آنهم به حراست دانشگاه تهران. یادم هست که دم تمام درهای دانشگاه ماموران حراست موج می زدند و مانع ورود دانشجویان می شدند. اما آمدیم! به هر لطایف الحیلی بود وارد شدیم. آمدی و رفتی.دم در سالن اجتماعات ماموران حراست ودانشجونماها نگهبانی می دادند و مانع ورود ما به مراسم خوشامدگویی! شما می شدند راستی. دیدار نمایشی چه لذتی دارد با مشتی دانشجو نما؟

آنجا بود که طمع چوب و چماق را چشیدیم. سال ۸۷ را چطور؟به یاد داری؟به دانشگاه علم و صنعت رفتی. استاد دانشگاه! دانشگاهی! پنجشنبه رفتی! سر و ته خیابان را بسته بودند و مانع ورود دانشجویان می شدند. حتی علم و صنعتی ها!و بار دیگر برای همانان حرف زدی و برایت دست زدند و گمان بردی که بازی را برده ای.اما سال تحصیلی چیز دیگری گفت.۸۸ را نمی دانم چه کردی. چون به جرم محارب بودن، به جرم دفاع از حق تحصیل – که دولت مهرورز نصیبمان کرده بود – در زندان بودم و فرصت شرفیابی نداشتم. اما می دانم چه تلخ بود برایت چون سالهای گذشته…



آقای احمدی نژاد!



از بدو ورودت به سمت ریاست جمهوری به کیاست دریافتی که دانشگاه دردسر است برایت و دست به کار شدی. روسای دانشگاهها را در راستای اهدافت گماردی که همانا سرکوب دانشجویان منتقد و معترض بود و پروژه پاکسازی دانشگاهها…



انجمنها را بستی، نشریه ها را به تعطیلی کشاندی و منتقدین را ستاره دار کردی و محروم و اخراج. کاری بود که بشود برای ساکت کردن دانشگاهها انجام بدهی و نکنی؟! البته همکاری وزارت علوم برای وابسته نشان دادن جریانهای دانشجویی اعم از تحکیم، ادوار و شورای دفاع از حق تحصیل به این و آن را نباید نادیده گرفت و حال بدنبال تحقق اهداف پاکسازی ات ما دانشجویان در زندانیم. از عبدالله مومنی بگیر تا میلاد اسدی و …بالغ بریک صدسال حبس هم اکنون برای دانشجویان رقم خورده است. از ۷ نفر اعضای شورای مرکزی “شورای دفاع از حق تحصیل” ۶ نفر آنان دستگیر شدند و سنگینترین احکام همراه با تبعید به آنان داده شد.



آیا هیچ می دانی هنگامی که تصمیم به تشکیل این شورا گرفتیم می دانستیم هرگز به دانشگاه باز نخواهیم گشت؟! اما ایستادیم تا دیگری چون ما به راحتی از حق غیرقابل انکارش محروم نشود.ایستادیم و حاضر نشدیم تعهد بدهیم که در مقابل ظلم سکوت کنیم. می دانستیم باز نخواهیم گشت،می دانستیم انکار می شویم،اما فریاد بر آوردیم تا نتوانی به راحتی و با طیب خاطر هر بلایی که دلت خواست بر سر دیگر دانشجویان بیاوری.ایستادیم تا آنگاه که انکار می کردی سند زنده ای باشیم از یک دروغ شرم آور.



آقای احمدی نژاد



در دوره اول ریاست جمهوری ات دست کم ۷۰ نفر را شناسایی کردیم که ستاره دار شده اند و آمار تعلیق ها آنقدر زیاد بود که مجال برای جمع آوری اسامی پیدا نکردیم اما با یک حساب سرانگشتی تنها در ۲ سال پایان دوره اول،سالهای تعلیق از تحصیل از مرز ۱۲۰ ترم هم گذشت.حاصل این تلاشها و پرده افکنی ها ۱۰ سال حبس در زندان ایذه برای ضیا نبوی ،شش سال حبس در همان زندان برای من ،شش سال حبس برای شیوا نظرآهاری، دو سال و ۴ ماه حبس برای مهدیه گلرو بود که هم اکنون در بند زنان است و ما نیز در بند ۳۵۰ محبوس…چرا که دانشجویان چون همیشه در برابر ناکارآمدیها و تعدیها ایستاده اند.بیشترین هزینه ها همیشه بر شانه های اینان که پشتوانه ای ندارند سنگینی می کند.اما هیچ گاه نه خم به ابرو آورده اند و نه زیر بار این فشارها کمر خم کرده اند.



آقای احمدی نژاد!



پیشنهادی برایت دارم که به عینه ببینی در اجرای پروژه ات چقدر موفق بوده ای. ۵ سال با تمام ابزارهای قدرت کوشیده ای که دانشگاه را ساکت کنی. تعداد زیادی از دانشجویان فعال یا در زندانند یا ستاره دار یا تعلیقی و محروم از تحصیل و اخراج شده. حال که دیگر باید خیالت آسوده باشد، پس قدم رنجه فرما و تنها یک روز قبل اعلام کن که می آیی. فقط یک روز قبل و نه بیشتر!



آقای احمدی نژاد!



در مناظره ات به دروغ گفتی که کسی را به جرم انتقاد از تحصیل محروم نکرده ای، که هیچ دانشجویی را ستاره دار نکرده ای. در مقابل میلیونها بیننده گفتی. عجیب نبود که خورشید را هم انکار کنی چه رسد به ما که ستاره دار بودیم. چگونه توانستی با چنین اعتماد به نفسی وجود انسانهایی را انکار کنی که پشت در صداو سیما با پلاکارد فریاد میزدند:ما ستاره داریم!



گمان می کنی با اینگونه رفتارها دانشجویان ساکت خواهند شد؟ باورت نمی شد که با تمامی این تدبیرها و تنبیه ها و تهدیدها، دانشگاه همچنان مکان ناامنی برایت تلقی شود که نتوانی با خیال راحت به آن پا بگذاری و ژست استاد دانشگاه را بخود بگیری؟



کدامیک از دانشگاهها را می خواهی ساکت کنی؟! تهران ؟ امیرکبیر ؟علامه ؟علم و صنعت ؟ دانشگاه اصفهان ؟ مشهد یا مازندران و تبریز و…یا دانشگاه آزاد را؟!



جنبش دانشجویی لقمه ا ی نیست که از گلوی هیچ دیکتاتوری پایین رفته باشد. طلایه دار انتقاد هیچگاه سلاح بر زمین نمی گذارد و در کنار دریای خروشان مردم علیه زور و استبداد و دیکتاتوری می ستیزد.



آقای احمدی نژاد!



در آخر یک پیشنهاد دیگر می کنم:نپذیر! پیشنهاد اولم را نپذیر که تلخ ترین روز زندگی ات رقم خواهد خورد.



گمان مبر که به پایان رسید کار مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است هنوز



مجید دری



دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه و زندانی اوین

۱۳۸۹ شهریور ۳۱, چهارشنبه

حصر میر حسین موسوی شکسته شد






تعدادی از فعالان سیاسی اصلاح طلب، امروز سه شنبه با شکست حصر مهندس میر حسین موسوی موفق شدند رهبر جنبش سبز را بدون مشکل ملاقات کنند. این دیدار در منزل موسوی صورت گرفته است. با توجه به خیز کودتاگران برای حصر کامل موسوی و کروبی، شکست حصر در پی طنین انداز شدن صدای الله اکبر مردم سبز تهران در شامگاه دو شنبه است که کودتاگران را وادار به عقب نشینی کرد.

نهادینه شدن دروغ / جعل عکس راه‌پیمایی تاریخی ۲۵ خرداد به نام حکومت

نهادینه شدن دروغ / جعل عکس راه‌پیمایی تاریخی ۲۵ خرداد به نام حکومت




بولتن «گزيده اخبار» وابسته به ائتلاف اصولگرايان فارس در شماره ۳۸۹ که در آستانه مهرماه ۸۹ منتشر شده است، با انتشار عکسی از راهپيمايی تاريخی ۲۵ خرداد مردم تهران در اعتراض به تقلب گسترده در انتخابات رياست جمهوری سال ۸۸، تلاش کرد اين حماسه تاريخی را به اعتراضات مردمی عليه هتک حرمت قرآن کريم در آمريکا نسبت دهد

داستان غم انگیز محمود و صندلی ها!!

۱۳۸۹ شهریور ۲۸, یکشنبه

نامه ی یک جوان سبز در نت به میر حسین موسوی

نمیدونم چی شد که کم کم دیگه اون محبوبیت سابق رو نداشتی کم کم میدیدم که داری میشی مثل بقیه سران جمهوری اسلامی ولی بازم پیش من محبوب بودی یاد 25 خرداد میوفتم با اون بلندگوی معمولی که صداتو میخواستی به 3 میلیون نفر سبز برسونی آره رسوندی ماهم صدامون رو به کل دنیا با تو رسوندیم.با مردم اومدی پا به پای مردم اومدی ما اومدیم بیرون تو هم اومدی ولی کم کم پیش یه سری ها از جمله من محبوبیتت کمتر شد خودت خودم وهمه میدونیم چرا الان دیگه جای این حرفا نیست.ولی وقتی شنیدم باهات چه کردند به یاد تمام خاطرات 1 سال اخیر افتادم به این که میر حسین یار سبزها رو چه بلایی میخواند سرش بیارند یک ان به یاد دکتر مصدق افتادم نه این بار نمیزاریم گوشه نشین شه کسی که با مردم یار هست.میر حیسن موسوی من سبزم تو سبزی همه ما سبزیم وخواهیم ماند فردا شب به یاد تمام استواریهایت الله اکبر میگویم نه به خاطر عقایدت نه .به خاطر شرفت الله اکبر میگویم و اگر بشود با مردم سبز ایران به سمت دفترت یا خانه ات خواهیم امد تا نشان دهیم با تو هستیم تا انتها
نامه ی یک جوان سبز که عشقش سکولار است وامید دارد که ایران آزاد شود
الله اکبر الله اکبر الله اکبر

ندای الله اکبر را در فضای مجازی فریاد خواهیم نوشت

 فراخوان رسام برای ندای الله اکبر در محکومیت کودتاچیان در حصر خانگی رهبران جنبش
دوشنبه ۲۹ شهریور- ساعت ۱۰ شب
فریاد الله اکبر را در فضای مجازی به نشان همراهی مردم سبز میهنمان فریاد خواهیم نوشت .
رسانه شمایید 
 روزهاي آينده روزهاي مهمي براي حاكميت و براي سبزهاست . حفظ انسجام ، اقدام گروهي بدون خشونت ، حضور درصحنه سبزها در روزهاي آتي حياتي است . با اين ديدگاه حتي حضور هماهنگ مردم در اطراف دفتر ميرحسين در يك روز و ساعت هماهنگ بدون هيچ علايم وشعاري و فقط به صورت راهپيمايي عادي در خيابان ميتواند معادلات برنامه ريزان ستاد كودتا را برهم بزند . يادمان باشد اين روزها بيشتراز هر زمان

باید از نو برپاخیزیم. دوشنبه شب ساعت ۱۰ خیزش دوباره جنبش را رقم خواهیم زد

مدتي است که در ظاهر همه چيز آرام است، گويي کسي را سوداي بازپس گيري پرچم ايرانش نيست. گويا همه از ياد برده اند که يکسال و اندي دوشادوش هم ايستادند و مرگ بر ديکتاتور گفتند. از آن ميترسم که اين کرختي باور خودمان هم شده باشد و در سوداي فارسي وان و يا حکايت هاي بي مزه محمود و مشايي بگذريم و بگذرانيم. بگذاريم که دغدغه نان و بيداد گراني، ما را به خود مشغول کند به ياد نياوريم از شمع های مرده.

آري برادر من ميترسم که روزمره شده باشيم و ميترسم که عادتمان شده باشد اين بوي ماندگي و مشاممان نيز از کار افتاده باشد. ميترسم يادمان رفته باشد که سال گذشته همه با هم، فرياد ميزديم "موسوي، موسوی پرچم ايرانم رو پس بگير".

امروز که او را براي گرفتن پرچم ايرانمان باز خواست ميکنند، من و تو باز سودای بازپس گيري پرچم ايرانمان را داريم؟

آيا انديشيده ايم که پرچم ايران ما، همان موسوي و کروبي هستند؟ چه کسي جز کروبي ميتوانست افشاگر تجاوز عمال سيد علي باشد. کروبي ميدانست که هزينه اين افشاگري و ريختن هيمنه جبروتي مقام عظمی که خطابه های عتاب آلود مي خواند، کمتر از جانش نخواهد بود، اما ايستاد و مردانه هم ايستاد. از ايستادن موسوي چه گويم که خواهرزاده اش را شهيد کردند، ولي خم به ابرو نياورد و گفت خونش رنگين تر از ندا و سهراب و اشکان نبود. آيا ما نيز ايستاده ايم؟

ميترسم روزي در پيشگاه فرزندانمان آن همه شرمسار باشيم که پيشينيان در پيشگاه ما به ندامت آن سکوت ننگين در ۲۸ مرداد، شرمسارند.

دوستانه و صميمانه از تمام همرزمانم، از هر طيف و هر دسته اي که قلبشان براي ايرانشان ميتپد، ميخواهم که نگذاريم تاريخ تکرار شود، شايد صداي فرياد ما در نيمه شب دوشنبه، ديوار ظلم را بشکند. تاريخ گواهي خواهد داد بودند مردان و زناني که تا آخر ايستادند.

ميخواهم که به نداي دوستانمان در سايت تحول سبز لبيک گويم و با فرياد اعتراضمان، هرچه که ميخواهد باشد، تکبير يا مرگ بر ديکتاتور و يا يادي از آزادگان دربند،

فراخوان دوشنبه 29 شهریور برای الله اکبر گویان


۱۳۸۹ شهریور ۲۲, دوشنبه

میرحسین موسوی :

                     فشارهای امنیتی مشکل صاحبان قدرت را حل نمی کند

         جنبش سبز با محدودیت های امنیتی و حذف همراهان آن متوقف نمی شود

کلمه:میرحسین موسوی محدودیت ها و مزاحمت های امنیتی را در اطراف خودش موضوع تازه ای نمی داند و آن رابا انتخابات دهم ریاست جمهوری پیوند می زند که زمان آغاز اعمال محدودیت های غیرقانونی علیه وی بوده است.
موسوی معتقد است وقتی دروغ به یک روش در اداره مملکت تبدیل شود و منافع شخصی به جای مافع ملی جایگزین گردد کار به جایی می رسد که اگر یک مرجع کاری با حکومت نداشت با او کاری ندارند و اگر در این شرایط یک مرجع و یا روحانی و یا مداحی از این حضرات تعریف و تمجید کند می شود مرجع عالیقدر و یا روحانی بر جسته و یا مداح دلسوخته اهل بیت. بلافاصله تصویر او در صدا و سیما نشان داده می شود و بسته به میزان طرفداری و تعریف تمجیدی که از صاحبان قدرت می کنند، چهره های آنها کوچک و بزرگ می شود و اگر به طور مثال همین مرجع انتقادی از صاحبان قدرت داشته باشد و یا نظری مخالف انها بدهد، بلافاصله او را از کشتی مرجعیت پیاده می کنند و یکباره کشف می شود که ایشان صلاحیت علمی لازم را نداشته است و انواع تهمتها به سمت ایشان روانه می شود و دفتر و خانه و مسجد و مقلدین ایشان مورد حمله نیروهای به اصطلاح خود سر قرار می گیرد.

خبرنگار کلمه در باره محدودیتهای اخیر و نیز حواشی آن مصاحبه ای را با آخرین نخست وزیر انجام داده است که متن کامل آن در پی می آید.


در خبرها آمده آست که محدودیت های امنیتی در اطراف شما زیاد شده است. ایا شما هم چنین برداشتی دارید؟

تاریخ این نوع مزاحمتها به قدمت انتخابات (دهم ) است. حمله به ستادهای انتخاباتی این جانب که از همان عصر روز ۲۲خرداد شروع شد، مقدمه محدودیت های غیر قانونی علیه بنده بود.
البته گذشته از اسناد و قراین فراوان، اگر متقلبان در انتخابات هیچ سندی جز همین حمله به ستادها را قبل از اتمام رای گیری و دستگیری شخصیتهای انقلابی در یک روز بعد و روزهای بعدتر به جا نمی گذاشتند، برای نشان دادن مقاصد آنان کافی بود. آنها خوشبختانه به دلیل حماقت انتشار دو نوار سخنرانی یکی از”سرداران مامور” زمینه را برای قضاوت عمومی راحت تر کردند. به هرحال مساله مزاحمت و محدودیت ها با فراز و فرودهایش از ان زمان تا حال ادامه پیدا کرده است.


پس معنای سخنانتان این است که اخبار منتشره در باره تشدید فضای امنیتی در اطراف خودتان تایید می کنید.

بله ،اخبار در باره تشدید محدودیت ها ی امنیتی درست است. اخیرا به خاطر خوف نیروهای امنیتی از حرکتهای خیابانی مردم این محدویت ها شدید تر شده است. به این فشارها اضافه کنید ممانعت سر تیم محافظان بنده را از انجام وظایف خود که بسیار سوال بر انگیز است .ایشان بیست سال سرتیم حفاظت بوده و حالا از انجام وظایف خود تعلیق شده و معلوم نیست چه خوابی دیده اند؟

آیا انها فکر می کنند یا به هر حال این امید را دارند که این نوع محدودیت دامنه تحرک جنبش را کم کند؟

مسلما اگر چنین فکری دارند اشتباه می کنند. جنبش ریشه دار تر از آن شده است که با محدویت و یا حذف امثال بنده متوقف شود. ریزش مدام مشروعیت و نارضایتی های در حال انباشت وضعیت ویژه ای را در کشور ایجاد کرده است.
اگر سال گذشته شعار «رای من کجاست» توانست میلیونها شهروند مسالمت جو را در روزهای ۲۵و ۲۸ و ۳۰ خرداد دور هم جمع کند اکنون با سیاستهای سرکوب یک سال گذشته و اوضاع معیشتی مردم و فشار های بین المللی ناشی از ماجراجویی ها، احتمال حرکتهای غیر مترقبه بیشتر شده است. بنده و برادر کروبی و دیگران همراهان کوچکی با مردم هستیم. انها جا دارد از خشم روزافزون مردم بترسند نه از ما.

یعنی شما فکر می کنید اهمیت موضوع تقلب در انتخابات، حالا با افزایش نارضایتی ها کمرنگ شده است؟

به هیچ وجه! بلکه در کنار مصیبتهایی که به دلیل سیاستهای من در آوردی همراه با دروغ و سرکوب وارد می شود مردم بیشتر از همیشه به راه حل کلیدی انتخابات آزاد غیر گزینشی توجه پیدا کرده اند. هر روز که می گذرد مردم بیشتر معتقد می شوند که ریشه بحران در استبداد و عدم توجه به حق انها برای حاکمیت به سرنوشت خودشان است. مردم می بینند که دولتمداران بین انها اختلاف می اندازند که به نام اسلام و در حقیقت بر خلاف اسلام خودشان حکومت کنند.
به نظر بنده در میان مردم تلازم عدالت و آزادی هر روز بیشتر جا می افتد. به همین دلیل همه کسانی که قدرت تالیف و تحقیق دارند یقینا توجه دارند که شکایت هفت مبارز فرهیخته و با سایقه کشور از سخنان سردار مامور تا چه اندازه اهمیت استراتژیک دارد و نباید از آن غفلت شود. وباید بصورت مشفقانه عرض کنم که رسیدگی عادلانه و علنی به این شکایت برای بیرون آوردن کشور از بحران از مانور نیروهای امنیتی که یک روز قبل از روز قدس در خیابانهای تهران شاهد آن بودیم و یا حمله به خانه های مراجع مورد علاقه مردم در قم و شیراز موثرتر است. و اگرنه بازداشت دکتر محمدرضا خاتمی و بازداشت هنرمند گرامی دکتر حبیب صادقی در کنار دفتر اینجانب مشکلی را حل نمی کند.

آیا ممکن است محدودیت های اخیر با حمله به دفاترمراجع و فشار به روحانیون معترض مربوط باشد؟

باید به ریشه ها توجه کرد. نظام در بسیاری از سطوح به سمت ماکیاولیسم چرخیده و در این موارد هدف هر نوع وسیله ای را توجیه می کند. و این از ویژگیهای حاکمیت قدرتی است که نمی توان ازآن سوال کرد. در چنین وضعیتی کرامت انسانها و حقوق آنها می تواند نادیده گرفته شود و حفظ موقعیت و مکانت سیاسی حتی با آدم کشی مجاز شمرده شود. دروغ در چنین حالتی به صورت یک روش جهت حفظ موقعیت و منفعت در می اید و خیلی ساده بین منافع شخصی و منافع ملی خلط می شود. در چنین اوضاعی اگر یک مرجع کاری با حکومت نداشت با او کاری ندارند و اگر در این شرایط یک مرجع و یا روحانی و یا مداحی از این حضرات تعریف و تمجید کند می شود مرجع عالیقدر و یا روحانی بر جسته و یا مداح دلسوخته اهل بیت. بلافاصله تصویر او در صدا و سیما نشان داده می شود و بسته به میزان طرفداری و تعریف تمجیدی که از صاحبان قدرت می کنند، چهره های آنها کوچک و بزرگ می شود و اگر به طور مثال همین مرجع انتقادی از صاحبان قدرت داشته باشد و یا نظری مخالف انها بدهد، بلافاصله او را از کشتی مرجعیت پیاده می کنند و یکباره کشف می شود که ایشان صلاحیت علمی لازم را نداشته است و انواع تهمتها به سمت ایشان روانه می شود و دفتر و خانه و مسجد و مقلدین ایشان مورد حمله نیروهای به اصطلاح خود سر قرار می گیرد. حضرت ایت الله دستغیب تا موقعی از نظرشان محترم است که چشم به ظلم و ستم اقایان ببندد و یابه شیوه اعمال وظایف مجلس خبرگان ایرادی نگیرد. در غیر اینصورت مسجدی که او در آن نماز می خواند با آن سابقه می شود مسجد ضرار و امام جمعه ای که میزان درک او در حدی است که به میلیونها انسان هموطن خود می گوید یک عده بزغاله و گوساله در کنار حرم مقدس رضوی یک باره خوابنما می شود که این عالم بزرگوار از خانواده ریشه دار و محبوب دستغیب ها در شیراز مهد تمدن و فرهنگ ایران موقعیت علمی و صلاحیت ندارد.


آیا فکر نمی کنید این اقدامات برای پوشاندن ابعاد بحرانهای سیاسی و اقتصادی از چشمان مردم باشد؟

امروز بحران فقط خود را در عرصه های اقتصادی و سیاسی نشان نمی دهد. همین حمله به خانه های مراجع و مدارس انها در کنار حمله به دانشگاهها و خوابگاهها یکی از چهره های تکان دهنده بحران است. توجه کنید نظامی که ریشه مشروعیت دینی آن بر آمده از سلسله مراتب حوزه ها و روحانیت است، مشغول مهندسی ویرانگر توامان دانشگاه و حوزه با هم است. از آن سو وزیرش دانشگاه حرف نشنو را تهدید به یکسان سازی با خاک می کند و از این سو منازل و شخصیت مراجع ضد ستم و منتقد مورد حمله فیزیکی و تبلیعاتی قرار می گیرد.
کسانی که این طرحها را می ریزند باید بدانند این گونه اقدامات کمکی به بقای انها نمی کند اگر این کار ها در گذشته توانست اثری داشته باشد و ستمگران را حفظ کند می توانند این سیره و روش را ادامه بدهند و در این میان اگر کسی به جای خود به بقای کشور و منافع ملی می اندیشد باید بسوی قانون و انصاف برگرددحتی اگر این برگشت به ضرر موقعیت و مکانت او تمام شود.

تشدید محدودیت های امنیتی پیرامون میرحسین موسوی

دایره محدودیت ها ی امنیتی برای میرحسین موسوی در هفته های اخیر و هم زمان با حمله به منزل مهدی کروبی و مراجع به شدت افزایش یافته است. این برخوردها از چهار هفته پیش و در روز دیدار جمعی از روزنامه نگاران با وی به صورت جدی تر از قبل کلید خورد و پس از آن در برخورد با اقشار و شخصیت های مختلف که قصد ملاقات با موسوی را داشتند، ادامه یافت.


به گزارش کلمه حدود چند هفته است که ماموران امنیتی دولت محمود احمدی نژاد از حضور مردم و شخصیتها در دفتر میرحسین موسوی جلوگیری می کنند و مراجعین را بازداشت و پس از ساعتها بازجویی رها می کنند ویا انها را به بازداشتگاه برده و تعهد کتبی برای عدم مراجعه مجدد می گیرند.

این مساله اولین بار در روز دیدار جمعی از خبرنگاران با موسوی رخ داد. آن روز یک خودروی ون متعلق به نیروهای امنیتی با استقرار در مقابل دفترموسوی تک تک خبرنگارانی را که قصد ورود به محل دفتر وی برای ملاقات را داشتند بازداشت و پس ازانواع توهین ها و بازجویی های چند ساعته و برخی پس از اجبار به دادن تعهد آزاد شده اند.

در روزهای بعد نیز که نیروهای امنیتی استقرار دایمی در نزدیک دفتر موسوی پیدا کردند با خانواده شهید کیانوش آسا که برای دیدار با موسوی از کرمانشاه به تهران آمده بودند، برخورد مشابهی کردند و ضمن ساعتها بازجویی و تهدید از دیدار آنها با موسوی جلوگیری شد. این برخوردها در روزهای بعدی نیز با برخی از مراجعه کنندگان دفتر موسوی تکرار شده است.
این فشار ها درست از هنگامی که به دلایل گوناگون از جمله تهدیدات کم سابقه ی بیگانه و لجاجت ها و بی قاعدگی های متحجرین و منافقین جدید حاکم بر دولت زمزمه هایی مبنی بر وحدت و همگرایی مردم در کشور به گوش می رسید افزایش یافته است.
اگر چه از همان ابتدا طرح مساله ی همگرایی برای مقابله با مشکلات کشورمان با تردید هایی جدی مواجه بود و تفاوت سخن و عمل مسوولان نیز بر این تردید ها می افزود اما آگاهی از شرایط خطیر کشورمان و نیز برای قرار نگرفتن در سناریوی منافقین حاکم بر دولت که قصدشان منحرف کردن اذهان مردم از ا‍شفتگی های اداره کشور و ارتزاق از فضای بحرانی و امنیتی بود از رسانه ای کردن این اتفاقات خود داری شد.
پیش از این نیز هراس دولتیان از طرح هر چند کمرنگ و شاید ظاهری “همگرایی مردم” برای مقابله با تهدیدات اقتصادی داخلی و سیاسی بین المللی دراین جمله ی احمدی نژاد خود را نشان داد که گفته بود: “عده ای تصور می .کنند کار فتنه گران تمام شده و باید دولت را مورد هجمه قرار دهند”.
فردای اظهار نظر احمدی نژاد نیز مصلحی متصدی وزارت اطلاعات این دولت در قامت «خبر ویژه نویس کیهان» و نه یک «متخصص زبده امنیتی» ظاهر شد و با تکرار سخنان جنتی کمک یک میلیارد دلاری به آنچه که سران فتنه ‌ می خواند از سوی برخی کشورها را واقعیت دانست و گفت : “بلکه می‌توانید بالاتر از آن را نیز حساب کنید!”.
همه ی این اظهار نظر ها و از همه مهمتر حملات سازماندهی شده ی اوباش به منزل حجت الاسلام والمسلمین کروبی به روشنی این پیام را منتقل می کرد که نفع کسانی که تظاهرات و اعتراضات مسالمت آمیز مردمی را به خشونت می کشیدند همچنان در بحرانی نگه داشتن و امنیتی کردن فضای جامعه است. شاید به همین دلیل این گروههای امنیتی دیروز هم در جهت اعمال محدودیت های جدید از دیدار جمعی از فعالان سیاسی با میرحسین موسوی جلوگیری کردند و حتی حبیب صادقی از هنرمندان متعهد کشور را بازداشت و از محمدرضا خاتمی بازجویی خیابانی کردند.
برخی ازناظران سیاسی، استاندارد دوگانه در برخورد با منتقدان را ناشی از عدم صداقت حاکمیت با مردم و نوعی فریب در طرح های ادعایی می دانند و برخی دیگر دولتیان را که بیشترین سود از فضای غبار الود کشور می برند و گزینه ترجیح منافع ملی بر شخص و جناح را خصوصا در شرایط خطیر کنونی مساله ای اساسا بلاموضوع می دانند، مانع حل شدن مشکلات کشور از جمله دلجویی از اسیب دیدگان انتخاباتی و بازگشت حاکمیت مردم به کشور می دانند.
به هر حال افزایش محدودیت های امنیتی جدید بر میرحسین موسوی جدا از هر انگیزه ای واقعیتی است که ممکن است نتیجه ی ظاهری آن محدودیت ارتباط میرحسین با مردم باشد اما قطعا پیامد آن کند شدن حرکت جنبش برای بازگشت به آرمانهای مردم نخواهند بود. به نظر می رسد هفته های آینده آبستن بسیاری از اتفاقات خواهد بود.

زهرا رهنورد :

               جنبش سبز آگاهی بخشی را در شهرها و روستاها گسترش دهد

جنبش سبز منفعل و خاموش شده است؟ این سوال برای بخش هایی در داخل جنبش سبز مطرح است که چرا جنبش اعتراضی مردم ایران در مقایسه با روزهایی که با اتکا به استراتژی حضور در خیابان، اعتراض خود را به نتیجه انتخابات سال گذشته بیان می کرد، این روزها تحرک چندانی ندارد؟ جنبش سبز، سال گذشته از تمامی مناسبت های رسمی ثبت شده در تقویم جمهوری اسلامی ایران علیه خود حاکمیت بهره می جست و با حضور در خیابان، عملا تمامی راهپیمایی هایی که می باید محل اقتدار نظام در عرصه های عمومی تلقی می شد را به ضد خود بدل کرده بود اما امسال و خصوصا در راهپیمایی روز قدس عملا تحرکی از سوی جنبش سبز شکل نگرفت. این در حالی بود که پیش از برگزاری راهپیمایی روز قدس ، نهادهای موازی امنیتی نیز با هجوم به محل سکونت رهبران جنبش، دایره سرکوب و تهدیدهای هشدارگونه را تنگ تر کرده تا مبادا مردم، راهکارِ حضور در خیابان را بار دیگر و در آستانه یکی دیگر از راهپیمایی های رسمی کشور از سر بگیرند.
جرس با زهرا رهنورد در مورد حمله های اخیر به سران جنبش و این نکته که آیا خشونت گران با تاکتیک سرکوب و تهدید موفق شده اند که جنبش سبز را منفعل کنند، گفتگوی تلفنی انجام داده است که در پی می آید:



خانم رهنورد اجازه می خواهم که مصاحبه ام با یک سوال انتقادی آغاز شود؛ سال گذشته جنبش سبز نماد قدرت معترضان ایران بود، به گونه ای که تمامی مناسبت ها و راهپیمایی های رسمی کشور به میدانی برای عرض اندام و اعلام حضور آزادی خواهان بدل می شد اما امسال شاهد بودیم که روز قدس هیچ نشانی از سبزها نداشت آیا این به معنای انفعال جنبش سبز بود؟

خیلی صریح باید بگویم اتفاقا آنچه موجب پدید آوردن واقعه ای نظیر صحنه کربلا در محل سکونت آقای کروبی شد نشان می دهد که جنبش سبز منفعل نیست و آنها هم با آگاهی از این امر به چنین سرکوب و خشونتی روی آوردند. جنبش سبز سال گذشته در راهپیمایی میلیونی معترضان با شعار « رای من کجاست» متولد شد. کسانی که بی هیچ هراسی، شجاعانه به خیابان آمده بودند و سنگین ترین هزینه ها را هم برای حضور و حماسه شان پرداخت کرده اند، به دنبال چه بودند؟ مگر « ابطال انتخابات» مهمترین خواسته راهپیمایی کنندگان و چهره های سیاسی معترض به انتخابات در آن روزها نبود؟ اما حالا چه می خواهند؟ اتفاقا رشد مطالبات و خواسته های به حقِ معترضان نشان از شکوفایی و باروری این جنبش دارد. جنبشی که شاید محصول هیجان و خدشه دار شدن احساس مردم بود تا رای دزدیده شده خود را از حاکمیت طلب کنند اینک به عقلانیتی مثال زدنی دست یافته که دیگر تنها به ابطال یک صندوق رای و برگزاری یک انتخابات با همان شرایط مشابه رضایت نمی دهد و اینها همه نشان از موفقیت جنبش است. یعنی شعار « رای من کجاست» چون نورافکنی بود که تاریکی ها را روشن کرد، نشان داد که تاریخ انقلاب در کجا ها خلاء داشت و ملت باید برای کدام یک از آرمان های مغفول مانده این سی سال و دردهای پنهان یک جامعه همدلانه تر تلاش کند.


یعنی اگر بعد از راهپیمایی بزرگ بیست و پنجم خرداد و بیانیه های آقایان موسوی و کروبی، بعد عملگرایانه تر این اعتراض مردمی تقویت می شد و حاکمیت رضایت به ابطال انتخابات و یا کنار گذاشتن رییس دولت فعلی می داد آیا بخش مهمی از خواسته های جنبش سبز محقق نمی شد؟

فراتر از این باید بگویم حتی اگر آقای موسوی در انتخابات پیروز هم می شدند آنچه که امروز و با شکل گیری جنبش سبز شاهد آن هستیم هر گز رخ نمی داد. اینکه پس از حضور و همدلی مردم با نامزدهای انتخاباتی شان، شدت سرکوب چنان بالا گرفت که جامعه نسبت به ستم ها و ظلم های پنهان آگاه شد، دستاورد کمی نیست. آگاه شدن سطوح مختلف جامعه از ظلم هایی که نیروهای نفوذی در حاکمیت به شهروندان معمولی روا داشته اند، دستاورد اندکی نیست. در گذشته نسبت به این ظلم های پنهان، تا این حد اطلاع رسانی نشد. بنابراین حتی اگر در بیست و پنج خرداد و راهپیمای های گسترده بعد از آن مثلا مردم می رفتند ارگان ها دولتی را می گرفتند، در زندان ها را باز می کردند، چه اتفاقی می افتاد؟ حداکثر این بود که انتخابات را ابطال می کردند و مردم هم درست در همان روزها غیر از رای گمشده خود شعار دیگری نمی دادند و اساسا درخواست دیگری در روزهای ابتدایی جنبش نداشتند اما، شدت سانسورها، سرکوب ها، دخالت آشکار در حریم خصوصی شهروندان، دستگیری ها و کشتارهای بی رحمانه، روی دیگر حکومت را به مردم نشان داد که دیگر فراتر از ابطال انتخابات، به یک حاکمیتِ پاک و برازنده می اندیشند. با اقدامات عجیبی که خود رژیم انجام داد، ریشه اعتراض مردم عمیق تر شد. شاید اگر آقای موسوی در یک انتخابات سالم پیروز انتخابات می شد، مردم رفاه بیشتری داشتند و صداقت و پاکی بر دولت ایران حاکم می شد اما هرگز چنین فرصتی به وجود نمی آمد که ایرانیان با تفکر متفاوت و تکثر آراء در کنار هم بایستند و برای حقوق و آرمان هایی که سی سال و یا شاید بیشتر از سی سال مغفول مانده است، مبارزه ای مسالمت آمیز اما استوار را از سر بگیرند. حتی بخش هایی از جامعه که طرفدار دولت فعلی بود هم با چشم های خودش دید که چگونه با ظلم و خشونت در صدد سرکوب یک جنبش اصلاحی بر آمدند، به گمانم ریزش طرفداران این تفکر استبداد زده، بی شک خود یک موفقیت برای جنبش محسوب می شود.



باز هم بر می گردم به سوال اولم، به هر ترتیب پیش از راهپیمایی روز قدس، حاکمیت به صورت غیر رسمی، بدنه جنبش سبز را به واسطه حمله و هجمه به سران جنبش – حمله به منزل آقای کروبی و یا بازجویی خیابانی خود شما- تهدید کرد تا منفعل شود و به حاشیه بنشیند، فکر می کنید چه تاکتیکی می توانست این شیوه را خنثی کند؟

اتفاقا خودشان با اقدامات سرکوب گرایانه که بهتر است نامش را بگذاریم، تدابیر شعبان بی مخی، هویت اصلی شان را باردیگر به افکار عمومی داخلی و جهانی معرفی کردند. ما همه شیوه ها را به کار گرفتیم که در راهپیمایی روز قدس که خود حاکمیت برای حضور در آن تبلیغ می کند شرکت کینم. ولی این همه هراس و متوصل شدن به تاکتیک شعبان بی مخی نشان داد که چه دروغ عظیمی پشت آن همه تبلیغ نهفته است. همان گروه های نفوذی که حاکمیت ایران را اشغال کرده اند ثابت کردند با استفاده از هر ابزاری می خواهند در قدرت باقی بمانند و به مردم خودشان ظلم کنند. جالب است که بدانید، همان روز قدس وقتی ما اعلام آمادگی کردیم که در منزل آقای کروبی حاضر شویم، همزمان در میادین و کوچه های اطراف ما هم افراد زیادی با لباس شخصی، لباس نیروی انتظامی و لباس سیاه ها که موسوم به نیروها ی ضد شورش هستند، حضور یافتند تا مانع از خروج ما شوند. خودرویی که برای بررسی وضعیت خیابان، پیش از ما از منزل مان خارج شده بود مورد هجوم این افراد قرار گرفت. چون فکر کرده بودند من و موسوی در خودرو نشسته بودیم. گفته می شود این لباس شخصی ها حتی به ماشین معاون احمدی نژاد هم حمله کردند ولی بعد متوجه شدند که موسوی در ماشین نیست.
ما هیچ هراسی برای مواجه شدن با این افراد نداشتیم اما مهم این بود که به مقصد نمی رسیدیم. آنکسی که در جریان راهپیمایی روز قدس باخت ما نبودیم، هر سرکوب و هر تهاجمی از طرف رژیم، یک باخت برای حاکمیت و یک برد برای جنبش سبز است برای همین است که باور دارم، بازنده همان کسانی بودند که با مامور جلوی منازل مردم می ایستند تا مبادا راهپیمایی تبلیغاتی و رسمی شان با حضور مردم، چهره واقعی تری به خودش بگیرد، بازنده کسانی هستند که از مردم بی اسلحه می ترسند و با اسلحه مانع حضور آنها در خیابان های کشور خودشان و در راهپیمایی ها و مناسبت های تقویم کشور خودشان می شوند ، نتیجه هم چنین می شود که خود فلسطین نسبت به حضور نمایشی آنها برای روز قدس موضع بگیرد و بگوید کسانی که تقلب می کنند، صلاحیت دفاع از مردم فلسطین را ندارند.


خانم رهنورد، یک ویژگی غالب فرهنگی-اجتماعی ایرانیان آن است که دوست دارند در کوتاه‌ ترین زمان به بزرگ‌ترین نتایج برسند، ما می‌گوییم که «رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود» ولی اغلب به این دستورالعمل باور قلبی نداریم و از برنامه‌های بلند مدت خسته و ناامید و بی‌حوصله می‌شویم؛ فکر می کنید چه تدبیری برای آینده نزدیک و دور این جنبش باید اندیشیده شود که هم مانع یأس و انفعال این جنبش نشود و هم آن‌ها را برای ادامه‌ راهی طولانی آماده و امیدوار سازد؟

 
پیروزی های سهل الوصول، به سرعت از بین می رود، به قول میشل فوکو اگر ما باستان شناسی کنیم که بر سیستم چه گذشته است این هرگز با پیروزی های کوتاه مدت برابری نمی کند. انتظارات سریع از جنبش داشتن، می شود چیزی شبیه انقلاب که اگر چه محصول سالیان متمادی تلاش و مبارزه همه گروه ها علیه یک نظام سلطنتی بود اما نیروهای مذهبی چون نیروهای جدی تری در سطوح رهبری و در بدنه جامعه داشتند به طور طبیعی، حاکمیت را در اختیار گرفتند و در نهایت حقوق زنان، برابری خواهی، عدالت، آزادی، دموکراسی، قانون گرایی، کثرت گرایی فکری و فرهنگی، اهتمام به امور اقوام و زبان ها و مفاهیم دیگری در این سی سال مغفول ماند. مفاهیمی که جنبش سبز اینک به شدت روی آن تاکید دارد و اینها هرگز با سرعت به دست نمی آید برای همین است که می گویم اگر مثلا در همان بیست و پنج خرداد یا سی تیر این جنبش به ثمر می رسید، قطعا این همه روشنگری و آگاهی پیرامون خواسته ها و مطالبات یک جنبش متکثر شکل نمی گرفت. در مورد یاس و سرخوردگی هم من نظر متفاوت دارم چون تا کنون هیچ یک از کسانی که برای این جنبش هزینه های سنگین داده اند را نا امید ندیده ام.


خانواده های زیادی عزیزانشان را در جریان اعتراضات خیابانی از دست داده اند، جمع زیادی از شهروندان ایرانی زندانی شده اند آیا شکنجه، تهدید، تجاوز، دستگیری های فله ای و کشته شدن شهروندان، منجر به ایجاد فضای نا امیدی و سرخوردگی در میان خانواده های آنان و جامعه نشده است؟

باید صادقانه بگویم در تمام این مدت که با خانواده های صبور شهدا و همچنین خانواده های زندانیان مقاوم دیدار کرده ام، علی رغم تمام سختی ها و رنجی که کشیده اند، نا امیدی و یاسی در آنان ندیده ام.


به هر حال از خانواده خود شما، برادرتان ماه ها در انفرادی بوده است،، خواهر زاده و برادر زاده شما نیز زندانی شده اند، خواهر زاده آقای موسوی هم مورد هدف گلوله قرار گرفته و به شهادت رسیده اند، برخی ها می پرسند اعتراض مردم به یک انتخابات ارزش این همه هزینه دادن را داشت؟

خانواده ما هیچ فرقی با بقیه مردم ندارند، هر کس به شکلی هزینه داده است. خون این عزیزان و جوانی و زندگی عزیزان دیگرمان در زندان همه هزینه فرزندان این کشور شده است که در آینده چنین ظلمی را تجربه نکنند. ما همه درگیر نظامی هستیم که به شدت منحرف شده است و همه کسانی که برای مبارزه با این انحراف هزینه داده اند، گمان نمی کنم ناامید شده باشند. این خون های به زمین ریخته بی ثمر نمی ماند. این خون ها و رنج های یاران جنبش، به پیکر ملت تزریق شده است. تنها در یک صورت می توان گفت که شکست خورده ایم و آن زمانی است که دست از آرمان های بلند سبزمان بکشیم و در کنج دانشگاه و خانه و محل کار بی تفاوت و حاشیه نشین شویم، اما شما کجا می بینید که معترضان و یاران جنبش سبز عافیت طلبی پیشه کرده باشند؟ این پله پله ها که ما برای تحقق مطالبات آزادی خواهانه مان طی می کنیم، بی همراهی سهراب و ندا و محرم و شبنم و علی حسن پور، محسن روح امینی، اندرزجانی، امیر جوادی فر وتک تک آن عزیزانی که خون شان را تقدیم کرده اند ممکن نیست. نه آنکه ما با یاد آنها داریم برای دموکراسی و عدالت و آرمان های پاک یک جنبش مبارزه می کنیم، بلکه آنها در کنار ما ایستاده اند، آنها خودشان راه پیمایان اصلی این قله هستند ونه تنها ما را رها نمی کنند بلکه پیشوایی می کنند. من در چشمان مظلوم و بی دفاع و همچنین در چهره مصمم و مقاوم مادر ندا و سهراب و کیانوش آسا و نعیم آبادی و مادرانِ عزیزان دیگری که نمی شود اسم همه آنها را در این گفتگوی کوتاه گفت، هرگز نا امیدی ندیده ام، از قضا آنها امیدوارانه تر دارند برای جنبش قدم بر می دارند. پیشرو آنها هستند و دنباله رو ماییم. شما خودتان با خانواده های بسیاری از این شهدای عزیز مصاحبه کرده اید. در کلام کدام یک از این عزیزان یاس و نومیدی یافته اید؟ کدام یک از آنها کوتاه آمده اند؟ پس بهتر است بگوییم هر آنکس که برای این جنبش هزینه بیشتری داده است کمتر نا امید می شود و دیگران را هم به مبارزه قدم به قدم با ظلم و استبداد ریشه دار تشویق می کند .


همه این اتفاقات که گفته اید معمولا در پایتخت اتفاق می افتند. بسط آگاهی اجتماعی و بسیج کردن آنان در راه احقاق حقوق شهروندی، نیازمند ابزارهای آگاهی‌بخشی، رسانه‌های آزاداندیش و مبتکر و در نهایت تقویت شبکه های اجتماعی است، اما شبکه های مجازی و ماهواره ها شاید نتوانند خلاء ارتباط با توده مردم را پر کند. چه باید کرد؟
وقتی ما دانشجو بودیم فکر می کردیم مبارزه باید چریکی باشد. در شرایط فعلی تکنولوژی حرف های جدیدتری برای شیوه های مبارزه دارد. حتی این امکان که کسی آن بالا بنشیند و دیگران هر آنچه او گفته است را مشق کنند و به عنوان فصل الخطاب به جامعه منتقل کنند هم تغییر کرده است. هزاران جویبار در دل این جنبش جریان دارد که در نهایت به یک نهر می رسند و نهرها به دریا و دریا به اقیانوس می پیوند و این اقیانوس همان ملت ایران است. ما راه مشترک و مشخصی را به سمت دموکراسی، آزادی، عدالت، برابری و کلیه مفاهیم والای آزادی که در کشورمان از مشروطه تا کنون از قلم افتاده است را با هم داریم طی می کنیم تا برسیم به بستر برپایی یک «انتخابات آزاد». در این راه ایجاد شبکه های اجتماعی مهمترین نقطه قوت بود. شاهدیم که شبکه ای از انسان های فهیم و فداکار، کاملا مستقل و با اتکا به دانش و دردمندی و مسولیت پذیری با یکدیگر جمع می شوند، آرمان ها و اهداف بلندشان را با استفاده از ابزارها و امکانات دیجیتالی به جامعه منتقل می کنند و در نهایت، بازخورد آن در جامعه موجب می شود که حتی قدرت هم در برابر آن چاره ای جز تسلیم نبیند. کاری که فعالان شبکه های مجازی در اطلاع رسانی از وضعیت جنبش سبز انجام می دهند واقعا جای ستایش دارد. «هر فرد یک رسانه » را از شعار به مرحله اجرا در آورده اند، چنانکه وقتی رژیم به سرکوب بخشی از جنبش بر می آید، ناگهان بسیج همدلی در شبکه های مجازی چنان بسط پیدا می کند که هیچ کسی در داخل جنبش احساس نمی کند که دارد به تنهایی هزینه می دهد اما همه این شیرینی زمانی صد چندان می شود که این شبکه های اجتماعی کاملا به توده های مردمی، کارمندان، کارگران، کشاورزان، زنان خانه دار و دیگر اقشار جامعه منتقل شود. یعنی شبکه های اطلاع رسانی و آگاهی بخشی از سطوح نخبگان و تحصیلکردگان به سمت توده های مردم سوق پیدا کند. زمانی که این شبکه های خودساخته اجتماعی به روستاها برسد می شود به پیروزی نهایی امیدوارتر بود. روستایی امروز یک انسان آگاه است و نه یک فرد ساده لوح که با خبرسرانی دروغین حاکمیت تحت تاثیر قرار گیرد و هم وطنان در رنجِ خود را فراموش کند. ممکن نیست یک روستایی از عمق ظلمی که به شهروندان می رود مطلع باشد اما سکوت و بی تفاوتی پیشه کند. ممکن نیست یک روستایی از فاجعه ای به نام بسط دروغ در رسانه های رسمی و ملی آگاه باشد اما به نتیجه انتخاباتی که در آن از خون هموطنانش هزینه شده است رضایت دهد. اگرچه خود رژیم هم با سرکوب هایی که می کند در آگاه سازی روستاییان و توده مردم نسبت به هویت واقعی خود نقش دارد اما جنبش سبز هم باید شبکه های اجتماعی را به منظور اطلاع رسانی و آگاه سازی شهرها و روستاها تقویت کند.


شما بارها و همچنین در این گفتگو تاکید کرده اید متکثر بودن جنبش را نقطه قوت آن می دانید. سوال این است که فصل مشترک میان گروههای مختلف اصلاح طلب و در واقع جنبشی که در داخل کشور شکل گرفته است با برخی از گروه های اپوزوسیون دیگری که باوری به چهارچوب های نظام و قانون اساسی و حتی دین ندارند، در کجاست؟

در این شکی نیست که تکثر و تنوع مهمترین شاخصه جنبش سبز است. در دل جنبش از آدم های صد در صد مذهبی وجود دارد تا کسانی که به لحاظ اعتقادات مذهبی ضعیف و یا حتی لاییک هستند. با صداقت جور در نمی آید که حضور این افراد در جنبش سبز را انکار کرد. اما کف خواسته های همه نیروها و چهره های متفاوت با جنبش، آزادی، دموکراسی و احترام به حقوق شهروندی است. با واقعیت جنبش هم جور در نمی آید که همه را وادار کنیم که مثل هم فکر کنند.

به عنوان مثال کسانی که به پوشش اجباری اعتقاد ندارند اما در خود جنبش حضوری فعال دارند، به عقیده شما کف خواسته های مشترک شان با سران جنبش چیست؟

برگزاری یک انتخابات آزاد و احترام به حق انتخاب آدم ها. من خودم به « حق انتخاب» اعتقاد زیادی دارم چون خودم انتخاب در پوشش را تجربه کرده ام و می دانم این تجربه شیرنی است. در جنبش سبز هم همانند جنبش برابری خواهی زنان، کسی ادعا ندارد که همه باید مثل هم فکر کنند و سلیقه ای مشابه هم داشته باشند. کسانی که با گشت های ارشادی به دنبال تحمیل نظر خود هستند، خودشان بیشتر قوانین را زیر پا گذاشته اند. در کجای اسلام آمده است که به زور باید یکی را به بهشت برد، این گشت های ارشاد خودش یک کار جهنمی است. من نمی گویم کار فرهنگی نکنند اما اینکه به زنان به بهانه حجاب حمله کنند تا مانور قدرتی برای اقتدار نداشته شان باشد، این حکایت دیگری است. برای ما هم رعایت قوانین همین قانون اساسی موجود، می تواند فصل مشترک باشد که البته تاکید می کنم قانون اساسی هم هرگز به عنوان وحی منزل نیست. شاهد بوده ایم که خواسته های مشترک زنان پیرامون رفع تبعیض، احترام به آزادی های شهروندی، همه سلیقه ها ها را یک جا جمع و متحد کرده است.


مثال روشن تان در مورد اینکه که زنان با سلایق مختلف در کنار هم ایستاده اند چیست و آیا این شیوه می تواند رویکرد و راهکار اصلی جنبش سبز هم تلقی شود؟

نمونه اخیر آن لایحه موسوم به حمایت از خانواده بود که البته من اسمش را می گذارم لایحه تخریب خانواده. زنان در این خصوص تجربه عظیمی کسب کرده اند از اتحادشان. همه زنانی که اتفاق نظر داشتند تا این لایحه از دستور کار مجلس خارج شود، الزاما همشکل و هم لباس و یا هم عقیده در همه زمینه ها نبوده اند اما همه وحدت نظر داشتیم و موفق هم شدیم. همین که لایحه به کمسیون قضایی مجلس بازگشت و از دستور کار خارج شد نشان می دهد که اتحاد و توافق زنان بر سر مطالبات مشترک می تواند به نتیجه ای روشن دست یابد. در مورد جنبش سبز نیز از این قاعده بیرون نیسیتم و تا مادامی که برای خواسته های مشترک مان همبستگی و همدلی پیشه کنیم، هیچ ظلمی نمی تواند بر تلاش مان پیروز شود.

با تشکر از فرصتی که در اختیار جرس گذاشتید

۱۳۸۹ شهریور ۲۱, یکشنبه

                          نامه سرگشاده آیت‌الله سید علی محمد دستغیب به
                                   نمایندگان مجلس خبرگان رهبری

                 آیا خبرگان به وظیفه دینی، شرعی و عرفی خود عمل کرده‌اند؟


             بیایید در این اجلاسیه به وظیفه اصلی خود که تقاضای اجرای قانون
                                         اساسی است، عمل کنیم
                 تهمت به آقایان موسوی و کروبی راهگشا به حفظ نظام نیست


آیت‌الله سید علی‌محمد دستغیب، مرجع تقلید مقیم شیراز و نماینده منتخب مردم این شهر در مجلس خبرگان، با انتشار نامه‌ای خطاب به نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، از آنها خواست در اجلاسیه اخیر از بحثهای انحرافی دست بردارند و به خواست اصلی ملت که همان تقاضای اجرای قانون اساسی است، بپردازند.

به گزارش کلمه، در نامه سرگشاده این عضو مجلس خبرگان رهبری به دیگر اعضای این مجلس، به شدت از کسانی که دروغ و تهمت و کشف و خواب و مسائل تخیّلی را دنبال می‌کنند و خود را مجری دستورات امام زمان (عج) می‌دانند، انتقاد و تصریح شده که ایجاد به همراه رعب و وحشت بی‌فایده است.

این مرجع تقلید همچنین وعده داده است که در اجلاسیه بعدی خبرگان که قرار است در روزهای سه شنبه و چهارشنبه ۲۳ و ۲۴ شهریور ماه برگزار شود، دیگر مطالب مورد نظر خود را در خصوص شرایط کشور ابراز خواهد کرد. این در حالی است که چند روز قبل ایشان به ایجاد مانع برای ایراد نطق خود در اجلاس سال گذشته مجلس خبرگان اشاره کرده بود و اکنون مشخص نیست که در اجلاسیه آتی، امکان قانونی سخنرانی در جمع اعضای خبرگان برای ایشان فراهم باشد یا خیر.

متن کامل نامه آیت‌الله دستغیب به نمایندگان مجلس خبرگان رهبری را به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر ایشان در ادامه می‌خوانید:


                                                        بسمه تعالی

محضر مبارک آقایان نمایندگان خبرگان رهبری
سلام علیکم

بیش از یک سال از واقعه‌ی ۲۲ / ۳ / ۸۸ می‌گذرد و همچنان عدّه‌ی زیادی از مردم به دنبال مطالباتشان می‌باشند. آیا ما خبرگان رهبری به وظیفه‌ی دینی، شرعی و عرفی خود که همان اجرای دقیق قانون اساسی، یعنی حرکت سه قوّه و تذکّر به خلاف قانون است عمل کرده‌ایم؟
آیا بعد از یک سال توانسته‌ایم در نظام یک آرامش نسبی خالی از رعب و وحشت ایجاد کنیم؟ اگر باز هم می‌گوییم در جامعه مشکلی نیست، پس چرا دائم به صورت لفظی دم از وحدت می‌زنیم؟ اگر هست، چرا مردم در یک استراحت واقعی نیستند؟ چرا وحدت به همراه رعب و وحشت از ناحیه‌ی عدّه‌ای باشد و عدّه‌ی کمی در آرامش به خیال خود باشند و هر چه بر زبانشان می‌آید، می‌گویند و هیچ به فکر عواقب الفاظ خود نیستند. آیا شما خبرگان تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا نتوانسته‌ایم مردم را نسبت به وقایع موجود راضی کنیم و در رأس همه‌ی اینها، آیا پی به این معنا برده‌ایم که چرا مراجع و علما نسبت به وضع موجود رضایت ندارند؟ می‌دانید عدم رضایت مراجع و علما از این وضع، یعنی سست شدن مجلس خبرگان و از اعتبار ساقط شدن آن؟ چون بقای مجلس خبرگان از ناحیه‌ی تأیید مراجع و علما می‌باشد.

اینجانب به عنوان یکی از اعضای خبرگان رهبری در این ماه مبارک رمضان که گذشت، از خداوند تبارک و تعالی طلب عفو کردم که نتوانستم حقوق این ملّت را حسب وظیفه‌ای که دارم، انجام دهم که آن، دنبال کردن اجرای دقیق قانون اساسی است. حال بیاییم در این اجلاسیه به وظیفه‌ی اصلی خود که تقاضای اجرای دقیق قانون اساسی است عمل کنیم. در زمان فعلی راهی نیست جز سر فرو آوردن به خواست ملّت؛ باید از بحث‌های انحرافی در مجلس خبرگان دست برداشته، به اصل مطلب که همان خواسته‌های ملّت رشید ایران است جامه‌ی عمل بپوشانیم. از تهمت زدن در طول این یک سال چه نفعی برده شد؟ از صدا و سیما تا قوّه‌ی قضائیه و از نیروهای نظامی و انتظامی تا مجلس خبرگان، آیا موجب رضایت ملّت شده‌اند؟ امروز می‌بینیم که جناح مقابل به اتّحاد خود نزدیک‌تر و به احیاء نظرات حضرت امام امّت(ره) بیش‌تر تمایل دارد و خواسته‌ای ندارد جز اجرای دقیق قانون اساسی، از شورای نگهبان گرفته تا نیروهای نظامی.
در همه جا در جامعه سخن از فضای باز سیاسی زده می‌شود و از این و آن تقاضای گذشت می‌کنند، آیا گذشت در مقابل عدم اجرای قانون اساسی، عاقلانه است و امکان دارد؟ چرا به این بزرگواران، آقایان مهندس میرحسین موسوی و جناب حجّت الاسلام و المسلمین کروبی و یاران آنها این همه تهمت زده می‌شود، در حالی که هیچ دادگاهی آن را به اثبات نرسانده و هنوز هم به دنبال تهمت زدن به این و آن هستند، در صورتی که می‌دانند که اینها به هیچ وجه راهگشا جهت حفظ نظام نیست، امّا چه باید کرد که عدّه‌ای این مسیر را، یعنی دروغ و تهمت و کشف و خواب و مسائل تخیّلی را دنبال می‌کنند و از همه بدتر، خود را مجری دستورات حضرت حجّت بن الحسن العسکری(عج) می‌دانند. اینها چه می‌گویند و به چه راهی می‌روند؟ اگر خداوند توفیق دهد، در اجلاسیه، باقی مطالب بیان خواهد شد. ضمناً توجّه داشته باشید از آن جایی که مجلس خبرگان در حقیقت باید مورد تأیید مراجع عظام و علمای اعلام باشد، لذا اگر مطلب مهمّی بخواهد در مملکت صورت گیرد، حتماً باید مورد توجّه و تأیید مراجع باشد.
سیّد علی محمّد دستغیب
۲۰ / ۶ / ۱۳۸۹

۱۳۸۹ شهریور ۲۰, شنبه

رادیو خبرنگاران سبز




رادیو خبرنگاران سبز تلاش فروتنانه‌ای برای خبر و آگاهی رسانی است. از آنجاییکه همه هموطنان، وقت، امکان، یا توانایی دسترسی به اینترنت را ندارند بر آن شدیم تا با تولید اخبار به صورت شنیداری اولین قدم را در خبرنگاران سبز برای خوانش اخبار برگزیده و تقدیم آن به صورت پادکست در دو نوبت دوشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها برداریم.

این اخبار در دو فرمت MP3 برای رایانه یا هر نوع وسیله انتقال یا پخش دیجیتالی صوت و فرمت AMR با حجم کمتر برای تلفن همراه تقدیم می‌شود. همچنین اگر مایل بودید می‌توانید آخرین تولید رادیو خبرنگاران سبز را در خود سایت گوش دهید. اما فراموش نکنید که رسانه شمایید؛ پس این اخبار را در اولین فرصت برای دیگران هم ارسال و بلوتوث کنید.



لطفا با راهنمایی‌ها و کمک‌های خود ما را در این راه کمک کنید.





چنانچه مایلید در کار خبرخوانی و تولیدات دیگر رادیویی با خبرنگاران سبز همکاری کنند لطفا از طریق رایانامه (ایمیل) با آدرس زیر تماس بگیرید. admin@greencorrespondents.com

http://www.greencorrespondents.com/2010/09/blog-post_6396.htmlاين هم لينك واسه دانلود




اعتراف های ناخواسته طرفداران احمدی نژاد به تقلب در انتخابات

رای ما کجاست :درباره تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته سخن زیاد به میان آمده است. ازپیش از برگزاری انتخابات تا بعد ازشمارش آرا و همچنین حوادث پر ماجرای پس ازا نتخابات.

درباره موضوعاتی چون شمارش آرا ،جایگزین کردن نیروهای نظامی به جای نیروهای زبده وزارت کشور قبل از برگزاری انتخابات، کمبود تعرفه ها و تا اخلال در کار ناظران صندوق ها رای و دستگیریهای وسیع بعد از انتخابات و... بارها سخن گفته شده است .دهها دلیلی که هر کدام وقوع تخلف در انتخابات سال گذشته را ثابت می کند .

براساس یافته های گروه گزارش سایت رای ما کجاست در کنار همه این دلایل و مستندات، اظهار نظرهای عجیب و گاه همراه با اعتراف ناخواسته طرفداران محمود احمدی نژاد موضوع دیگری است که به طور حیرت آوری تخلف در انتخابات را نشان می دهد .هر چند تا کنون کمتر به این موضوع توجه شده است .

دقت به پیش بینی های دقیق طرفداران این کاندیدا قبل از انتخابات درباره پیروزی اش و همچنین اعتراف های ناخواسته ای که درباره پیروزی موسوی قبل و بعد از انتخابات می کردند هر کدام نشان می دهد که تا چه میزان آنها از تقلب در انتخابات اطلاع داشته اند و ناخواسته خود به آن معترف شده اند در این گزارش مروری کوتاه بر این موارد خواهیم داشت .

اعتراف به پیروزی میر حسین موسوی توسط نماینده مجلس

جواد کریمی قدوسی ، نما ینده مشهد در مجلس هشتم و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفت و گو با سایت فردا بعد از انتخابات یکی از این اظهار نظرهای عجیب را ارائه داد .

او که از چند نماینده مجلس و به خصوص رییس مجلس ،علی لاریجانی انتقاد می کرد ضمن صحبتهایش اظهار نظرهای عجیبی کرد و در نهایت نتیجه جالبی گرفت. او در مصاحبه اش گفت :« تحلیلهاي غلط لاریجانی در مورد وقایع کشور در بسیاري از موارد مجلس را با مشکل مواجه کرده است . آقاي لار یجانی به هیچ عنوان تما یل نداشتند که احمدی نژاد دوباره پیروز شود . اخبار موثقی از تلاش ایشان در جهت پیروزي مهندس موسوی داریم و حتی شنیدم که ایشان در شب انتخابات با موسوي تماس گرفت تا پیروزی او را در انتخابات تبریک بگوید .»

و ادامه داده بود :« باهنر هم چند روز ییش از انتخابات در نامه اي به محضر رهبر معظم انقلاب به ایشان نوشته بود که موسوي پیروز انتخابات است و نظام باید خود را برای پیروز ی او آماده کند .»

او تاکید کرده بود :«این مطالب نشان می دهد که این افراد موضع گیري هایشان بدون توجه به نظر سنجی هاي محرمانه نیست و از پیروزي میر حسین موسوي مطمئن بوده اند که چنین برخوردي داشته اند.»(1)

این نماینده مجلس در این سخن تاریخی اش با تاکید بر اینکه لاریجانی و باهنر هردو به نظر سنجی های محرمانه دسترسی داشته اند،پیروزی میرحسین موسوی در انتخابات 88را به طور ناخواسته اعتراف می کند .

پیش بینی های دقیق از نتیجه یک انتخابات مهندسی شده

در 19 خرداد سال گذشته سه نماینده مجلس حامی احمدي نژاد در گفتگوهاي جداگانه با شبکه و سایت های خبری جمهوری اسلامی رأي بیش از 22 میلیون احمد ي نژاد (میزان آر اي خاتمی در سال 80 ) را پیش بینی کردند .

حمید رسایی نماینده مردم تهران در گفت و گویی رأ ي بیشتر ا ز 22 میلیون نفر به احمد ي نژاد و شرکت حدود 38 میلیون نفر از مردم در انتخابات را پیش گویی کرد .

به گفته ابوالفضل فاتح،مسوول کمیته اطلاع رسانی ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی( 2)حمید رسایی چهار ماه پیش از برگزاری انتخابات نیز به وی گفته بود:« احمدی نژاد 23 میلیون راي خواهد آورد و راي 22 میلیونی آقاي خاتمی را وتو خواهد کرد و موسوي نیز حدود 10 میلیون راي خواهد داشت .»

فاطمه رهبر، دیگر نماینده مجلس نیز پیش از انتخابات در گفتگو هایش گفته بود:« 35 میلیون نفر در انتخابات شرکت خواهند کرد. که حدود 70 درصد آرا یعنی 64 درصد آرا به آقای احمدی نژاد تعلق خواهد یافت» .(3)

محمدرضا میرتاج الدینی نماینده تبریز هم پیش بینی مشابهی کرده بود: « در انتخابات بیش از 22 میلیون را ي برای احمدی نژآد است .یعنی 60 درصد آرا برای احمدی نژآد است ».او همچنین شرکت 75 درصد مردم را نیز در انتخابات محتمل دانسته بود .

ستاد احمدی نژاد پیش بینی قطعی می کند!

ستاد انتخابا تی محمود احمدي نژاد نیز دراطلاعیه اي در تار یخ 20 خرداد از پیروی قطعی این کاندیدا خبر داده بود .

آنها در این اطلاعیه آورده بودند پیروزي آقا ي احمدي نژاد در انتخابلت دهم صددرصد و حتمی است . منتظر طنین الله اکبر در سراسر ایران اسلامی بعد از شمارش آراء باشید .سایت فارس نیوز هم در بعد از ظهر روز انتخابات در خبری قطعی اعلام کرد احمدی نژآد 64 درصد رای آورده است این در حالی بود که ساعتها تا پایان انتخابات مانده بود .

پرسشی که در اینجا و با کنار هم قرار دادن تکه های پازل این اظهار نظرها برای هم خواننده ای پیش می آید آن است که چطور این نمایندگان و ستاد احمدی نژاد و سایتهای اصول گرا به این ترتیب پیش بینی های قطعی از نتیجه انتخابات ارائه می دادند آیا همه اینها نمی تواند مهندسی شدن انتخابات اخیر را ثابت کند ؟

پی نویس ها:
-با اینکه اصل این خبر در سایت فردا حذف شده اما در شبکه اجتماعی فیس بوک و در این ادرس این خبر به اشتراک گذاشته شد و کاربران زیادی هم مان موقع این خبر را درسایت فردا و در بسیاری سایتهای اصولگرایان دیدند .

http://www.facebook.com/note.php?no...



2http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=...

در گفتگو با شبکه ایران

3-فاطمه رهبر:منتظر رای 24 میلیونی احمدی نژاد هستیم

http://78.38.204.145/newsdetail.aspx?id=20080




جستجو


شعار نویسی

شعار نویسی