ما دوباره برگشتيم

  • با سلام دوستان سبز انديشم بعد حدود 8 ماه دوباره برگشتيم اين بار با آدرس جديد.ادرس قبلي رو يادتونه كه فيلترش كردند

درود بر تمامی آزادی خواهان ایران

این وبلاگ به تمامی عقاید احترام میگذارد
امام حسین کجایی یزید دوباره آمد به نام دین واسلام هزار سر به دار زد

۱۳۸۹ مرداد ۲۹, جمعه

یادداشت احمد باطبی برای شیوا نظرآهاری

گاهی اوقات مجبور میشوی از کلماتی استفاده کنی که اعتقاد چندانی به آن نداری ، مثل قهرمان . همیشه مخالف قهرمان سازی و قهرمان پروری بودم . به نظرم قهرمان یعنی آدمی که الگو و نمونه است ، بدون کمی و کاستی ... ایراد و اشتباه ... ولی هرانسانی دارای ضعف هایی است که او را از قهرمان شدن معاف میکند . در مورد قهرمان داستان ها هم همینطور است . کسی در مورد واقعیت زندگی آنها چیز زیاد نمیداند .



اماگاهی اوقات مجبور میشوی از کلماتی استفاده کنی که اعتقاد چندانی به آن نداری ، مثل قهرمان . اما مجبور میشوی ... ، حتی اگر مخالف قهرمان سازی و قهرمان پروری باشی ... ، قهرمان یعنی آدمی که الگو و نمونه است...، اما گاهی انسانهایی پیدا میشوند که با وجود کاستی های انسانی از قهرمان شدن معاف نمیشوند .


گاهی اوقات مجبور میشوی تا از کلماتی نظیر قهرمان استفاده کنی ... ، حتی اگر مخالف قهرمان سازی و قهرمان پروری باشی ... ، انسانهایی پیدا میشوند که بر عکس اعتقاد تو قهرمان میشوند ... الگو و نمونه ...حتی با کمی و کاستی های انسانی ... ، در مورد آدمهایی مانند شیوا داستان این گونه است .


نه ... مجبور نمیشوی ... ، با کمال میل و برمنبای عاقل و منطق او را قهرمان می نامی . چون او را میشناسی ، و از واقعیت های زندگی او آگاهی ...


به آدم ها یی مثل شیوا با کمال میل قهرمان میگویی ، اجباری در کار نیست ، با کمال میل میگویی ، منطقت این را میگوید ، چون او را میشناسی و می دانی که اگر او قهرمان نباشد ، پس چه کسی میتواند باشد ؟


شیوا جوان است . سن و سالی ندارد اما ، خیلی از سن و سال دار ها او را میشناسند . شرافت و وجدان او دامنه وسیعی دارد ، وسعت آغوشش جوان ترین تا پیرترین مظلومان را در خود جای داده است .


باید قهرمان بگویی تا بتوانی واقعیت چیزی را بازگو کنی ، قهرمان . نه برای قهرمان سازی و قهرمان پروری ... ، قهرمان را کسی نمی سازد و کسی پرورش نمیدهد . قهرمان ساختگی و پرورشی تقلبی است . قهرمان اصلی را خود قهرمان و زندگی و عملکرد او میسازد .


در مورد شیوا کمی و کاستی و ایراد و اشتباه ها ، او را از قهرمان شدن معاف نمیکند . او با قهرمان داستان ها فرق میکند . شیوا قهرمان افسانه ای داستان ها نیست که دست نیافتنی باشد . او همین نزدیکی ها است . او را بار ها دیده ایم ... ، خصوصاَ در روزهای سخت و سیاه ...


زندانیان سیاسی به یاد دارند روزهای سیاهی را که همه درگیر روزمره گی های زندگی بودند ، و شیوا با هزنیه شخصی خود ، گل های رنگارنگ دسته میکرد و به دیدار خانواده های آنان میرفت . تا مبادا غم فراموشی در دلشان حاکم شود .


کمتر زندانی است که ، تقلا و شوق شیوا را برای آزادی و حمایت از خود را در ذهن به یادگار نداشته باشد . کودکان کار ، کودکان بی مدرسه ، کودکان بی سر پرست و ... ، این ها بخشی از واقعیت های زندگی شیوا هستند . شیوایی که نه در پی پست و مقام و شهرت بود ، و نه در بند خط و ربط سیاسی و یا در قید خط قرمز در دفاع از حقوق انسانها ...


گاهی اوقات مجبور میشوی از کلماتی مثل قهرمان استفاده کنی . نه برای قهرمان سازی و قهرمان پروری . فقط برای خطاب کردن آدمی که الگو و نمونه است...


او قهرمان است اما میترسم با این عنوان خطابش کنم . در جامعه ی قهرمان پرور و قهرمان کش ، یک قهرمان را تا اوج بالا میبرد و یکباره باره با مغز به زمین میکوبند .


سرنوشت شیوا در جوامع دیگر متفاوت بود ، آنها از قهرمانان خود فلورانس نایتینگل و مادر ترزا میسازند و به عنوان افتخار ملی به آن میبالند ، کاش همین اتفاق هم برای قهرمانان ما بیافتاد ، خواهر شیوا ... ، خواهر احترام به هویت انسانی ایرانیان ،... خواهر شیوا ، خواهر حقوق بشر .


به پدر ومادرش صد بار آفرین میگویم و برای شیوا هورا میکشم ، برای قهرمانم هورا میکشم ، برای دختر انسانیت ، شرف و وجدان ... ، خواهر شیوا .


منبع:وبسایت رسمی احمد باطبی

هیچ نظری موجود نیست:

جستجو


شعار نویسی

شعار نویسی